شهريارى اشراف ، روحانيان بزرگ زردشتى نيز با او از در دشمنى درآيند . « 22 » هرمزد غير از مشكلات داخلى مجبور بود با هونها در شمال و تركان در شرق ، و حكومت بيزانس در غرب ، دست و پنجه نرم كند . در جنگ با هونها و تركان ، بهرام چوبين فرمانده بزرگ نظامى هرمزد توفيق يافت . ولى در جنگ با روميان مواجه با شكست گرديد و مورد بيمهرى شاه قرار گرفت .
در نتيجه بهرام كه مورد علاقهء نظاميان بود راه عصيان پيش گرفت . با اينكه بهرام چوبينه از طرف مورخان و تنظيمكنندگان روايات ، كه وابسته به طبقات ممتاز بودند ، مردى بدنهاد و نابكار معرفى شده است ولى فردوسى او را سردارى لايق و دادخواه معرفى مىكند :
به لشكر چنين گفت پس پهلوان * كه اى نامداران روشنروان
چو خواهيد كايزد بود يارتان * كند روشن اين تيره بازارتان
كمآزار باشيد و هم كم زيان * بدى برنبنديد هرگز ميان
بهرام براى بيدارى و انتباه سربازان خود چون شنيد كه يكى از همراهانش از پيرزنى كاه خريده ولى بهايش را نداده است بيدرنگ او را از كمر به دو نيمه كرد .
بطورى كه از تاريخ بلعمى برمىآيد : همين كه ده سال از پادشاهى هرمزد گذشت ، مخالفان از هرطرف سر به طغيان برداشتند . بهرام در جنگ با تركان پيروز شد و بار ديگر ياغيان از در سازش درآمدند ، و چون اركان حكومت ساسانيان را متزلزل ديد ، بعد از پيروزى بر تركان ، دعوى سلطنت كرد و خود را از دودمان اشكانى معرفى نمود و به يارى سربازان ، كه هواخواه او بودند ، پيروزيهايى كسب كرد و آشكارا گفت :
چو آزرمها بر زمين برزنيم * همه بيخ ساسان زبن بركنيم
نجبا و اشراف كه موقع را مناسب ديدند ، شاه را دستگير و كور كردند و پسرش خسرو دوم را در 590 ميلادى به جانشينى او برگزيدند . اما بهرام چوبين كه خود را از دودمان اشكانى مىدانست ، پايتخت را محاصره كرد و تاج شاهى بر سر نهاد و به نام خود سكه زد .
خسرو دوم ناچار به امپراتور روم « موريكيوس » پناه برد و از وى استمداد نمود . امپراتور خواهش او را پذيرفت و خسرو با كمك سپاهيان روم ، بهرام چوبين را از ميان برداشت .
در نتيجهء اين كمك همهء ارمنستان از دست ايران خارج شد و سرحد شمالى به درياچهء وان و تفليس رسيد ، ولى اين وضع دوام نيافت و با مرگ امپراتور روم ، خسرو در مقام انتقام برآمد .
غير از ارمنستان ، رها ، كاپادوكيه ، قيصريه و بعدا سوريه ، انطاكيه ، دمشق و بيت المقدس را تصرف نمود . در سال 616 پس از تصرف غزه ، قاهره و اسكندريه را نيز تسخير كرد و به حدود حبشه رسيد و سپس با تسخير آنقره ( آنكارا ) و قسطنطنيه و شكست هياطله ، موفقيت نظامى عظيم و بيسابقهاى به دست آورد . اما حكومت بيزانس آرام ننشست ، امپراتور جديد « هرقل » ( هراكليوس ) در ظرف چند سال نه تنها مناطق از دست داده را تسخير كرد ، بلكه تيسفون را محاصره نمود . خسرو كه در جبههء داخلى پشتيبانى نداشت به دست نزديكان خود گرفتار و مقتول گرديد و چراغ عمر شهريار ستمكارى كه در وصف خود مىگفت « انسانى جاويدان درميان خدايان ، و خدايى بسيار توانا درميان آدميان ؛ صاحب شهرت عظيم ،
هامش
( 22 ) . همان ، ص 176 ؛ و تاريخ الرسل و الملوك ، پيشين ، ص 211 .