تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
همچنين مسعودى و ثعالبى و ديگر مورخان و ادباى ايران ، در وصف دادخواهى او سخنها گفته‌اند ، ولى گفتهء آنها با روش عملى او در حكومت و فرمانروايى به هيچ وجه قابل انطباق نيست . او به افكار و تقاضاهاى عمومى و نظريات مردان مطلع و كارشناس احترام نمىگذاشت و براى حفظ موقعيت خود از هيچ عمل نامشروعى ابا نداشت ، چنان كه « كاوس » و « ژم » و ساير برادران و پسرانشان را جملگى هلاك كرد . مورخان غربى ازجمله پروكوپيوس ، خسرو ( انوشيروان ) را نه تنها پادشاهى عادل نمىشمارد بلكه وى را مردى حريص ، جاه‌طلب و عوامفريب معرفى مىكند و در حق او مىنويسد : « خسرو در كتمان حقيقت و منتسب ساختن جرايم و گناهان خويش ، به كسانى كه دچار ظلم و آزار خود او شده بودند ، از تمام مردم ماهرتر و زبردست‌تر بود . بعلاوه براى انجام هركارى با كمال سهولت قسم ياد مىكرد و بعد به همان آسانى عهد و پيمان خود را مىشكست و كارى را كه تعهد كرده بود به زودى فراموش مىنمود . حرص پول در او بقدرى بود كه براى به دست آوردن آن از مبادرت به هرعمل زشت و ناشايستى دريغ نمىكرد . بهترين نمونهء اخلاق و روحيهء عجيب او را در واقعه‌اى كه در شهر « سورا » اتفاق افتاد ، مىتوان به دست آورد . پس از آنكه شهر مزبور را با خدعه و فريب متصرف گرديد و اهالى را به هلاكت رسانيد ، در موقع قتل و غارت شهر ، يكى از سربازان ايرانى را ديد كه دست زن ظاهرا متشخصى را گرفته بشدت مىكشد و زن نيز كودك خردسال خود را با دست ديگر گرفته و چون نمىتواند به پاى آنها برسد ، ناچار او را بر روى زمين مىكشاند و به طرز رقت‌آورى در پى سرباز مىدود . مىگويند چون خسرو اين طفل را مشاهده نمود ناله‌اى مصنوعى از ته دل برآورد و در حضور « آناستاسيوس » سفير روم و ساير كسانى كه در آنجا حضور داشتند شروع به گريستن كرد و از خدا مسألت نمود كه مسبب اين مصائب و بدبختيها را به كيفر اعمال خود برساند . البته مقصود او « ژوستينين » امپراتور روم بود ، در صورتى كه همه‌كس مىدانست كه مسؤول اين مصائب و بلايا خود اوست . وى نيز متذكر شده كه در هنگام تصرف انطاكيه و چند شهر ديگر ، پس از آنكه خسرو با لشكريان خود شهر و كليسا را غارت و مقدار زيادى طلا و نقره و مجسمه و سنگهاى گرانبها به دست آوردند ، بر خلاف تعهد قبلى دستور داد شهر را بسوزانند . » « 15 » ادوارد براون در مورد نسبت عدلى كه به انوشيروان مىدهند چنين مىنويسد : اقدامات شديدى كه بر ضد زنادقه به عمل آورد ، موافقت و ستايش موبدان مجوس را جلب نمود و تواريخ ملى نيز به دست همين موبدان تنظيم شد . نام يزدگرد از آن جهت لكه‌دار و معروف به بزهگر شده است كه نسبت به ساير اديان به ديدهء گذشت و اغماض مىنگريست و به موبدان زردشتى اعتنايى نداشت و شهرتى كه به بزهكارى پيدا كرد ، نه از آن‌رو بوده است كه در زندگانى خود شرارت خاصى مرتكب شده باشد . فعاليت زنادقه خير و صلاح و رفاه كشور را تهديد مىكرد و بدين سبب انوشيروان نسبت به آنان روشى سخت اتخاذ نمود ولى با اين وصف
هامش
( 15 ) . جنگهاى ايران و روم ، پيشين ، ص 153 ( به اختصار ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 617 | مرتضى راوندى