تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 615

مساهمون:

ص٦١٥
طبرى مىنويسد : « . . . چون ده سال از سلطنت قباد بگذشت ، موبد موبدان و بزرگان كشور بر عزل وى متفق شدند . او را خلع نمودند و به زندانش افكندند ، زيرا وى از مردى مزدك نام و پيروان او متابعت مىنمود . مزدك و مزدكيان مىگفتند : « خداوند ارزاق را در بين مردم قرار داد تا مردم آنها را ما بين خود به مواسات قسمت كنند . . . » « 12 »

خسرو انوشيروان

پس از مرگ قباد ، طبقات ممتاز و روحانيان ، كه از نهضت مزدكى سخت هراسناك شده بودند ، بر خلاف گذشته خسرو اول ( 531 تا 579 م . ) را تقويت كردند و شاه با كمك آنها موفق گرديد املاك را بار ديگر به صاحبان آنها بازگرداند ، وضع زنان و فرزندان آنها را روشن كند و به دهت و جاده‌ها و پلها و قنواتى كه در جريان اين جنبش وضع آشفته‌اى پيدا كرده بود ، سروسامان بخشد . دولت به موجب قوانينى به حساب همهء اراضى رسيدگى كرد و قرار شد كه ماليات بر طبق اصول و روش جديدى تعيين گردد . خسرو در سازمان ارتش نيز تغييراتى داد و به‌جاى يك فرمانده ، چهار فرمانده نظامى براى چهار بخش شاهنشاهى تعيين نمود . وى براى تكميل نيروى جنگى خود به سربازگيرى از طبقهء روستاييان پرداخت و براى جلوگيرى از حملات دشمنان ، قبايل مطيع سلحشور را در سرحدات متمركز نمود و استحكامات قوى براى جلوگيرى از حملات احتمالى بدويان به وجود آورد . خسرو با اينكه پيمان صلح دايمى با حكومت بيزانس امضا كرده بود ، در سال 540 به سوريه حمله برد ، انطاكيه را تسخير كرد و شهر را سوزانيد و سكنهء آن را در شهرى نزديك تيسفون جاى داد . خسرو پس از آنكه كاملا خود را قوى ديد از پرداخت خراج به هياطله سرباز زد و بيست سال بعد هياطله را به سختى شكست داد و سرزمين آنها را بين ايران و تركان تقسيم نمود . موفقيتهاى نظامى ايران در عهد خسرو حكومت بيزانس را نگران نمود . دولت روم براى مقابله با اين حريف قوى و توانا از تركان غربى و ساير اقوام آسياى مركزى و حبشيان و اعراب استمداد نمود ولى تشبثات او به نتيجه نرسيد . بر اثر ناامنى ارمنستان ، و ساير اختلافاتى كه بين ايران و روم وجود داشت ، بين النهرين به فرمان خسرو مورد تهاجم و غارت قواى ايران واقع شد . هنگامى كه مذاكرات براى انعقاد صلح ادامه داشت ، شاه پير ، پس از قريب نيم قرن حكومت و فرمانروايى ، درگذشت . مسعودى مىنويسد : انوشيروان به معنى شاه نو است « وى مردم مملكت را بر دين مجوس هم سخن كرد و تأمل و اختلاف و مباحثه دربارهء اديان را ممنوع داشت . » « 13 » دوران سلطنت و فرمانروايى خسرو يكى از درخشانترين ادوار حكومت ساسانيان است . تدبير و كاردانى و حسن تشخيص اين پادشاه سبب گرديد كه بسيارى از مشكلات سياسى ، اقتصادى و اجتماعى ايران كمابيش از بين برود و حكومتى مقتدر و متمركز به وجود آيد . فعاليت اين پادشاه بر خلاف توصيف بعضى از مورخين ايرانى و عرب ، مبتنى بر تأمين منافع رعايا و طبقهء سوم نبود بلكه او مىكوشيد نظام اجتماعى سابق را تجديد كند . حكاياتى
هامش
( 12 ) . تاريخ طبرى ، پيشين ، ص 167 . ( 13 ) . مروج الذهب ، پيشين ، ص 258 .