تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 595

مساهمون:

ص٥٩٥
حروف را به صورت افقى مىنوشته‌اند . هرچند بدون ترديد از شرح سكه‌ها برمىآيد كه سخن از پارتيها در ميان است ، اما از طرف ديگر نمىتوان به قوم پارتى ، كه بنا به شهادت مورخين كلاسيك داراى جامعه‌اى طبقاتى بوده و اشراف مغرور و خودخواهى داشته است ، نسبت داد كه اينقدر به افراط پايبند بازرگانى و دادو - ستد باشند . « 63 » « مسكوكات دولت اشكانى از نقره و مس است . از مفرغ هم سكه‌هايى ديده شده ولى نادر است . جنس اين سكه‌ها برنجى بود و لعابى از مس روى آن مىدادند . از طلا سكه نمىزدند . سكه‌هاى نقره دو قسم بود : قسمى را « دراخم » مىناميدند و آن اصلا پول يونانى بود و قسمى ديگر را چهار دراخمى ( دراخم در قرون بعد درهم گرديد ) . دراخم گاه چهار گرم وزن داشت و گاهى كمتر . از نسبت طلا به نقره اطلاع صحيحى نداريم . پول مسين اشكانى تقريبا 11 گندم وزن داشته است و ارزش آنها مشخص نيست . زبان و خط مسكوكات اشكانى ابتدا يونانى بود ، ولى در اواخر عهد اشكانى ، نوشته‌هاى آرامى نيز ديده مىشد . اكثر شاهان اشكانى اسم خودشان را بر مسكوكات ، نقر نمىكردند بلكه به نام ارشك قناعت مىكردند . فقط در برخى سكه‌ها اسم شخصى شاه ذكر شده است . در اغلب سكه‌ها عبارتى قريب به اين مضمون نوشته شده است : شاه ارشك نيكوكار دوست يونان . به عقيدهء مشير الدوله : « سلاطين اشكانى چون بعد از سلوكيها زمام امور را به دست گرفتند ، حس كردند كه با بودن شهرهاى يونانى و داشتن تماس دايم با يونانيها و روميها زبان و خط و پول عهد هخامنشى چنان كه بايد به حال آنها سودمند نيست . » « 64 » « نيلسون دوبواز » مىنويسد : منازعات طولانى بر سر تاج‌وتخت ، كه مدت نيم قرن در كشور پارت جريان داشت ، آن كشور را بطورى قرين آشفتگى و اختلال ساخته بود كه . . . اين اوضاع ناهنجار حتى در مسكوكات آن زمان نيز انعكاس يافته است ؛ زيرا كه از ابتداى قرن اول ميلادى تا سنهء 40 ميلادى كرارا ملاحظه شده كه اصلا و ابدا مسكوكى در دار الضرب شاهى به ضرب نرسيده است و نمونه‌اى از آن در دست نيست يا بقدرى دولت بىپول و تهيدست بوده كه استطاعت ضرب سكه را نداشته است يا پادشاهان بر شهرهايى كه مركز ضرابخانه بوده ، داراى قدرت و استيلا نبوده‌اند . و اگر در آن زمان امرار حياتى مىشده و تجارت مختصرى جريان داشته بيشتر از آن سبب بوده است كه امراى داخلى صاحب قدرت محلى ، در بعضى بلاد وجود داشته‌اند و در شهرها و بلاد قديمه هنوز مختصر نيروى حياتى در جريان بوده است . « 65 »
هامش
( 63 ) . تاريخ ايران و ممالك همجوار آن ، پيشين ، ص 101 به بعد . ( 64 ) . ايران باستان ، پيشين ، ص 2674 . ( 65 ) . نيلسون دوبواز ، تاريخ سياسى پارت ، ترجمهء على اصغر حكمت .