تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨

فرهنگ ايران در عهد پارتيان

به عقيدهء دياكونوف : « ورود يونانيان به سرزمينهاى شرقى و تأسيس دولتهاى هلنى ، ترقى و رونق مبادلات بازرگانى ميان شرق و غرب ، شرايط و موجبات بسيار مساعدى براى نزديكى ميان اين دو منطقه و نفوذ متقابل فرهنگهاى متفاوت يونانى و فرهنگ اقوام شرقى به وجود آورد . تماس دو تمدن شرقى و يونانى در زمينهء مؤسسات سياسى و زندگى اجتماعى و توليدات و بخصوص توليدات صنعتى ، نتايج نيكويى به‌بارآورد . از آغاز لشكركشى اسكندر ، بسيارى از استادان صنعتگر به دنبال لشكريان او به مشرق هجوم آوردند و در شهرهاى مشرق‌زمين مؤسسات صنعتى جديد تأسيس كردند ، و بىشك تجارت فنى و موازين هنرى ايشان مورد تقليد و تأسى استادان و پيشه‌وران محلى قرارگرفت . در عين‌حال ، سنن و رسوم محلى نيز در تازه‌واردان تأثير داشته است . با زبان يونانى كه زبان رسمى و دولتى بود ، كمابيش قشرهاى عاليهء محلى و بزرگان برده‌دار آشنا شدند و تئاتر و هنر و ادبيات و علوم و معمارى يونانيان مورد توجه طبقهء مرفه قرارگرفت . در نتيجهء معاشرت و ازدواجهاى فراوانى كه بين دو قوم به وقوع پيوست ، فرهنگ هلنى يعنى فرهنگ التقاطى نوينى به وجود آمد كه كاملا از فرهنگ اصيل يونانى متمايز بود . بااين‌حال نبايد تصور كرد كه فرهنگ هلنى در قلمرو خويش تنها فرهنگ رايج بوده بلكه بايد دانست كه آثار اين تمدن و فرهنگ التقاطى ، فقط در شهرها و آن هم در بين قشرهاى حاكمهء آن زمان ديده مىشد . در دورهء اشكانيان غير از زبان رسمى يونانى ، زبان پارتى كه يكى از لهجه‌هاى شمال غربى ايران بود ، بسيار رايج بود . در تحرير زبان پارتى ، خط آرامى مورد استفاده قرارمىگرفته و تعداد كثيرى « انديشه‌نگارى يا هزوارش » در آن به كار رفته ولى هنگام خواندن به ايرانى قرائت مىكردند . از قرن اول ميلادى ، زبان يونانى از سكه نبشته‌هاى پارتى رخت بربست و زبان پارتى ( به خط آرامى ) جانشين آن شد . ظاهرا علت اين پديده همانا آغاز نفوذ فئوداليزم در كشور بوده كه بتدريج از اهميت و نفوذ شهرها ( پوليسها ) ى برده‌دار و فرهنگ هلنى ، كه با مراكز مزبور رابطهء نزديك داشته ، مىكاسته است . التقاط فرهنگى در زمينهء كيش نيز به وقوع پيوست . در دورهء اشكانيان ، كيش رسمى واحد دولتى وجود نداشت ، سلاطين پارت و تودهء مردم زرتشتى نبودند و پرستش اهورامزدا و وجود كاهنان مغ را نمىتوان دليل زرتشتيگرى به صورت كيش دولتى دانست . « زروانيسم » در ايران و بعضى نقاط رايج بود . پيروان كيش زروان معتقد بودند كه اورمزد و اهريمن ، منشأ خير و شر ، دو برادر متساوى القوه و فرزندان پدر و خداى اولين يازروان ( زمان بيكران ) مىباشند . منسوب به عهد پارتيان