دياكونوف محقق شوروى ، نيز در تاريخ اشكانيان اطلاعاتى در پيرامون وضع وصول مالياتها و سياست اقتصادى دولت در آن دوره به دست مىدهد : « راجع به نحوهء وصول ماليات در عهد پارتيان اطلاعات كافى نداريم . صاحبنظران حدس مىزنند كه چون وضع سياسى پوليسها ( شهرها ) ى دولت اشكانى با بلاد عهد سلوكيه مشابهت داشته ، سياست مالياتى اشكانيان نيز در شهرها تقريبا با سياست مالياتى سلوكيه مطابق بوده است و شايد پادشاهيهاى تابع ، خراج مقرر ساليانه را به خزانهء اشكانيان مىپرداختهاند . ولى عجالتا براى اثبات قطعى اين نظر مدارك مثبتى در دست نداريم . چون حكومت پارت ميانجى تجارتى شرق و غرب بود و از حقوق گمركى سود كلانى تحصيل مىكرد ، از گسترش روابط بازرگانى حمايت مىكرد و براى توفيق در اين راه دو جادهء مهم تجارى آن عصر را تحت نظارت دقيق خود گرفته بود .
جادهء اول از آسياى صغير آغاز مىشد و از سوريه و شمال بين النهرين مىگذشت و به خليج فارس منتهى مىشد و ديگرى جادهء شمالى بود كه از فرات آغاز مىشد و پس از عبور از خاك ماد و پارت ، به سوى شرق و تركستان چين مىرفت و به جادهء معروف ابريشم چين مىپيوست .
شاخهء ديگرى از اين جاده ، سرزمين پارت را به هندوستان ( از طريق كابل ) متصل مىكرد . در اين دوره راهها نگهدارى مىشد و چاههايى براى رفع احتياج كاروانيان حفر مىگرديد . در منزلگاههاى بزرگ كاروانسراهايى احداث كرده بودند ، براى تأمين جانومال كاروانيانى كه از بيابان عبور مىكردند ، دستجات انتظامى سوار مراقبت مىكردند ، دولت اطلاعات لازم دربارهء وضع راهها و منازل در اختيار بازرگانان مىگذاشت . از مشرق ابريشم و آهن و چرم و عاج و مصنوعات پارچهاى و اشياء طرفه و روغنهاى معطر و سنگهاى قيمتى و غيره حمل مىكردند و از مغرب ، كالاهاى مصنوع ، از قبيل آبگينه و مفرغ و پارچه و سفالينه و پاپيروس و ديگر امتعه صادر مىكردند . مصنوعات پارتى نيز در ميان امتعهء مذكور ديده مىشد و در دورترين نقاط از ساختههاى عهد پارتها كشف شده است . » « 62 »
گوتشميد مىنويسد :
هنگامى كه در سال 105 ق . م . اولين كاروان بازرگانان چينى به « آنسى » آمد ، از مرز شرقى اين مملكت تا پايتخت آن ، كه در قرن اول قبل از ميلاد مسيح « فانتو » نام داشت ، به ده - دوازده شهر ، كه همه داراى حصار بود ، برخوردند و بين فاصلهء دو شهر به زحمت آبادى قطع مىشد . از اينجا مىتوان فهميد كه سكنهء آن ناحيه چقدر زياد بودهاند كه همه در جوار يكديگر مىزيستهاند ( ظاهرا اين راه از ميان سرزمين پربركت خراسان مىگذشته است . )
بازرگانان آنسى با ارابه و كشتى به ممالك مجاور تا فاصلهء يك هزار « لى » مسافرت مىكردند . در آنسى سكههاى نقرهاى با نقش شاه رواج داشته و هنگامى كه شاه درمىگذشته ، تصوير شاه جديد را بهجاى شاه متوفى مىگذاشتهاند .
مردم اين ناحيه براى نوشتن كتاب ، از پوست حيوانات استفاده مىكردند و
هامش
( 62 ) . اشكانيان ، پيشين ، ص 74 به بعد ، ( به اختصار ) .