ادويه ، عاج و عطريات و احجار كريمه وارد مىكرد و در مقابل مصنوعات خود نظير شيشه ، اشياء هنرى و مفرغآلات ، طلا و شراب و روغن به آن كشورها صادر مىنمود . ايران در تجارت جهان نقش ميانجيگرى داشت .
در سرزمين ايران مراكزى براى متخصصان تجارت ترانزيت ، دلالان ، عمال همه نوع حملونقل ، رهبران كاروانها و تشكيلات دريانوردان براى حملونقل بحرى تشكيل گرديد . اعزام سفرا از چين به دربار اشكانى موجب شد كه روابط مستقيمى بين دو شاهنشاهى ايجاد شود . تشكيلات جادهها بهتر و مبادلات بين آن دو كشور منظم گردد . از قرن اول مسيحى مال التجارهها پس از عبور از سرزمين ايران وارد منطقهء كوشان مىشد . قسمتى از آنها از راه پامير و تركستان چين به سرحد چين حمل مىشد و قسمت ديگر از طريق معابر هندوكش در طول درهء كابل به سوى هند فرستاده مىشد . هرگز پيش از عهد اگوست ، موج مال التجارههايى كه در دو جهت جريان داشت ، بدينوجه نيرومند نگرديده بود .
از لحاظ اقتصادى ، ايران ، بابل ، سوريه و فلسطين از عهد هخامنشى بههم مرتبط شده بودند ، و اگرچه نقشهء قياصره ، مبنى بر الحاق ايران و بين النهرين ، صورت تحقق نگرفت ، معهذا اين روابط همچنان ادامه يافت و تقويت گرديد .
فلزات ايران و چين و هند در دنياى آن روز خريدار داشت ؛ مخصوصا فولاد چين و هند معروف بود . « 59 »
كالاهاى ديگر ايران ، نظير پوست ، منسوجات ، برنج ، ادويه ، اشياء چوبى ، قير و روغن معدنى در هند و چين و امپراتورى روم به فروش مىرسيد و اشياء مفرغى و پاپيروس ، شيشه و ظروف و اشياء فلزى آن كشورها به ايران وارد مىشد و در بازارها ، كه معمولا در محلات مخصوص قرار داشت ، در دسترس مشتريان قرار مىگرفت .
در عهد پارتيان جادهها و وسايل حملونقل بيشازپيش منظم گرديد . پارتيان براى اخذ عوارضى كه از كالاهاى مختلف مىگرفتند ، نه تنها به امنيت جادهها توجه داشتند بلكه بوسيلهء مأمورين خود در اصلاح معابر و جادهها نيز مىكوشيدند . در بيابانها براى تأمين آسايش كاروانسراها ، چاههاى آب ايجاد كرده بودند . در شهرهايى كه سر راه بود و موقعيت بازرگانى داشت ، تجار براى مبادلهء كالاها گرد مىآمدند .
دكتر گيرشمن مىنويسد : « اسنادى كه در دورا « 60 » كشف شده وجود دستگاه پليس سوار بيابان را اثبات مىكند . »
پارتيان مانند هخامنشيان در منازل بين راه ، اسبان يدكى داشتند تا با استفاده از آنها در كار حملونقل تسريع شود . « هم در اين عهد نعل يا كفشك اسب ، اختراع شد اما معلوم نيست كه منشأ آن شرق يا غرب بوده است . » « 61 »
هامش
( 59 ) . همان ، ص 286 .
( 60 ) .Dura( 61 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 286 .