تمام طبقات آزادانه در خيابانها مىگشتند و از دكانها خريد مىكردند و با مردها آميزش داشتند . بعضى از آنها در ادبيات و دانشجويى شهرت يافتند .
ملكهها و خانمهاى دربارى مقدونى ، از آرسنو ملكهء بطلميوس دوم تا « كلئوپاترا » معشوقهء « آنتونى » ، عملا در سياست دخالت مىكردند . . . « 53 »
به عقيدهء پروفسور « مينورسكى » و عدهاى از صاحبنظران ، منظومهء ويس و رامين در حدود نه قرن پيش ، يعنى پنجاه سال پس از آنكه فردوسى شاهنامه را به پايان رسانيده ، پرداخته شده است . اصل پهلوى ، و زمينهء جغرافيايى داستان ، اسامى شخصيتها و اماكن ، طرز حكومت و اوضاع كلى جامعه ، طرز عشقبازى و ازدواج ( زناشويى خواهر و برادر ) بطورى كه در ويس - و رامين توصيف شده با هيچيك از ادوار تاريخى ايران جز دورهء اشكانيان قابل انطباق نيست .
« تعيين دقيق اينكه ويس و رامين به چه زمانى مربوط است امرى دشوار است . اشكانيان در حدود پنج قرن ( 247 پيش از ميلاد تا 224 ميلادى ) بر ايران فرمانروايى كردند .
جانشينان آنها يعنى ساسانيان بيش از آنچه عباسيان با امويان كردند در از ميان بردن خاطره و تاريخ آنان كوشيدند . » « 54 »
فخر الدين اسعد گرگانى در باب اوضاع و احوالى كه او را به تنظيم اين داستان برانگيخته ، چنين مىگويد :
مرا يك روز گفت آن قبلهء دين : * « چه گويى در حديث ويس و رامين ؟ »
بگفتم : « كان حديثى سخت زيباست * ز گردآوردهء شش مرد داناست
و ليكن پهلوى باشد زبانش * نداند هركه برخواند بيانش
. . . كجا آن لفظها منسوخ گشتست * ز دولت روزگارش درگذشتست . »
در اين داستان ، بسيارى از خصوصيات اجتماعى زنان در ايران باستان ، محروميتهاى جنسى ، عدم رعايت تناسب سنى ، مداخلهء نامحدود پدر و مادر در امر ازدواج جوانان ، رابطهء محرمانهء زنان دربارى و زنان وابسته به طبقات مرفه با مردان ديگر ، در تلو منظومه منعكس شده است .
در اين داستان ، ويس دخترى است پاكيزهدامن ، شرمگين و زيبا كه با رعايت جانب عفت در جستجوى كام و مراد است . نخست دل به مهر برادر مىبندد . . .
اما تقدير بازى ديگرى در پيش دارد ، پيرمردى به عنف او را از مادر و برادر جدا مىكند و به كاخ خود مىبرد . شاهزادهء زيبا كه از قاتل پدر خود نفرتى فراوان دارد ، جامهء ماتم بهبر مىكند . . . اما آنچه به اين غم جانشكر نيرو مىبخشد ، فروريختن كاخ اميد و آرزوى اوست . وى عروسى است كه سرنوشت در شب زفاف او را از كنار داماد مهربان ربوده و به چنگ مردى فرتوت و نفرتانگيز و ناشناس كه دست به خون پدرش آلوده دارد ، افكنده است . « 55 »
هامش
( 53 ) . تاريخ تمدن ( كتاب دوم - بخش سوم ) ، پيشين ، ص 185 .
( 54 ) . ويس و رامين ، به اهتمام دكتر محجوب ، ص 55 .
( 55 ) . همان ، ص 76 .