داشتند . « به زنان احترام بسيار مىگذاشتهاند ، چندانكه مرد مطيع ارادهء زنش بوده است .
باردزانس « 50 » از مقام آزاد زنان ، نزد قوم كوشانى در باكتريهء زمان خودش ، سخن مىگويد .
در مورد پارتيها كاملا برعكس اين بود ، زيرا در مستور نگاهداشتن زنان كه از رسوم شرقى است ، افراط مىكردند . » گوتشميد در جاى ديگر از كتاب خود نمونهاى از ازدواج با محارم را در عصر پارتيان ذكر مىكند و مىنويسد :
. . . فرهاد مادر خود « تهآموزا اورانيا » را به زنى گرفت و از سال دوم ميلادى نقش زن و شوهر توأما به روى سكهها ديده مىشود . چنين ازدواجى كه اوستا بخصوص آن را تجويز كرده است ، بطور حتم باعث ناراحتى و عدم رضايت زيردستان و افراد ملت نشده بلكه پا را از اين همفراتر مىتوان گذاشت و پيشبينى مىتوان كرد كه فرهاد با اين اقدام مىخواسته دل روحانيان متنفذ را به دست بياورد ، زيرا اين پادشاه جوان ، منفور ملت ( مراد از ملت در اينجا نجيب - زادگان است ) بود . « 51 »
مشير الدوله در تاريخ خود به روش انزواطلبى مغها در عصر اشكانيان اشاره مىكند و ازجمله مىنويسد :
مغها لباس سفيد دربر مىكردند و به سه درجه تقسيم مىشدند . آنها كه در درجهء اول قرار داشتند ، جاندارى را نمىكشتند و غذاى حيوانى نمىخوردند . « كلمان اسكندرانى » مىگويد : « درميان مغها فرقهاى بود كه زواج را ممنوع مىدانست . » از اين اطلاعات ، اگر صحيح باشد ، برمىآيد كه مذاهب هندى در دورهء اشكانيان به ايران سرايت كرده بود ، زيرا احتراز كردن از كشتن جانداران مخالف دين زرتشت است ، و موافق تعليمات آن بايد جانوران موذى يا مخلوقات اهريمن را نيست و نابود كرد . ديگر آنكه در مذهب زرتشت ترك دنيا و احتراز از زناشويى كارى است نكوهيده و كسى كه اين كار كند دوست هرمز نيست ؛ پيرو هرمز كسى است كه خانواده تأسيس كند ، زمين را شخم بزند ، حشم تربيت كند ، كاريز بكند ، زمين موات را احياء دارد و غيره و غيره ( سعى و عمل با درستى و راستى . ) « 52 »
ما از وضع اجتماعى زنان ايران از حملهء اسكندر به بعد ، اطلاع كافى نداريم ، ولى در شهر اسكندريه كه در حدود دويست سال قبل از ميلاد يك شهر بين المللى بود و در آن در حدود پانصد هزار نفر از ملل و نژادهاى مختلف يونانى ، مصرى ، ايرانى ، يهودى ، سوريهاى ، عرب و سياهپوست به فعاليتهاى مختلف بازرگانى و دادوستد سرگرم بودند ، زنها از آزادى نسبى برخوردار بودند .
« پولى بيوس » شكوه مىكند كه بهترين خانهها متعلق به زنان روسپى بود . زنهاى
هامش
( 50 ) .Bardesanes( 51 ) . تاريخ ايران و ممالك همجوار آن ، پيشين ، ص 98 به بعد .
( 52 ) . ايران باستان ، پيشين ، ص 2692 .