مو ، و سپس خيار ، پياز ، زعفران و ياسمن در شاهنشاهى آسمانى ( چين ) وارد شد و در آن كشور شروع به كاشت آنها كردند . در عوض ، ايران از چين ، زردآلو و هلو و سپس كرم ابريشم وارد كرد . نيشكر از هند وارد مىشد و در همان عهد شروع به كشت آن كردند . « 48 »
وضع اجتماعى زنان
قبلازآنكه به بحث خود در پيرامون طبقات پايان دهيم موقعيت زنان را مورد مطالعه قرار مىدهيم :
تعدد زوجات در نزد پارتيها متداول بود ، و ليكن بيش از يك زن عقدى نمىتوانستند داشته باشند ( ژوستن ، كتاب 41 بند 3 ) . تعدد زنان غيرعقدى درميان آنها و بخصوص در خانوادهء سلطنتى از زمانى متداول شده بود كه به ثروت رسيده بودند ، زيرا زندگانى صحراگردى مانع از داشتن زنهاى متعدد است . شاهان اشكانى زن عقدى خود را از شاهزادهخانمها يا لااقل زنان پارتى انتخاب مىكردند . زن قبل از فوت شوهرش نمىتوانست شوهر ديگرى انتخاب كند ، يعنى طلاق جايز نبود و ليكن زن محترمه ، در صورت عدم رضايت ، از شوهر خود به آسانى طلاق مىگرفت .
مرد فقط در چهار مورد مىتوانست زن خود را طلاق بدهد :
1 . وقتى كه زن عقيمه بود 2 . اگر به جادوگرى مىپرداخت 3 . هرگاه اخلاقش فاسد بود 4 . اگر ايام قاعده را از شوهر پنهان مىكرد .
بعضى از مورخان خارجى ازدواج شاهان اشكانى را با اقوام و خويشان نزديك با نهايت نفرت ذكر مىكنند ؛ چنين نسبتى را نيز هرودت ، به كمبوجيه و پلوتارك ، به اردشير دوم هخامنشى دادهاند . بعضى از نويسندگان پارسى زرتشتى اين نسبت را رد كرده مىگويند كلمهء « خواهر » را در مورد اشكانيان نبايد به معنى حقيقى فهميد . كليهء شاهزادهخانمها را شاهان پارتى خواهر مىخواندند ، زيرا از يك دودمان و خانواده بودند و دختر عمو و نوهء عمو و غيرها نيز در تحت اين عنوان درمىآمدند . ولى چون در تاريخنويسى بايد حقيقت را جستجو كرد و نوشت ، حاق مسأله اين است كه ازدواج با اقرباى خيلى نزديك در ايران قديم موسوم به « خوتكدس » پسنديده بود ، و ظاهرا جهت آن را حفظ خانواده و پاكى نژاد قرار مىدادند . ولى معلوم است كه زرتشتيهاى ازمنهء بعد آن را مثل ساير ملل ، فوق العاده مذموم دانستهاند ؛ چنان كه امروزه هم از چنين نسبتى كاملا منزه مىباشند .
زنهاى پارتيها با مردها خلطه و آميزش نداشتند و ليكن بعضى از ملكهها بطورى كه از سكههاى شاهان اشكانى و بعضى آثار ديگر معلوم مىشود ، در مجالس جشن حاضر مىشدند ؛ چنان كه فرهاد پنجم با مادر خود به تخت نشست
هامش
( 48 ) . همان ، ص 287 .