و سكههاى او صورت مادر و فرزند را داراست . . . قاعدهء عمومى بر جدا بودن زنها از مردها بود ، زيرا اندرون نجباى پارتى از بيرونى جدا بوده و زنها در زندگانى خارجى مردها شركت نمىكردند . مقام زنها نزد پارتيها پستتر از مقام آنها نزد ماديها و پارسيها بود . يكى از خصايص دورهء اشكانى عدم مداخلهء زنها در امور دولتى ؛ است . كه بر خلاف بعضى از شاهان هخامنشى در اين دوره نفوذ حرمسرا و خواجهسرايان در امور دربارى و دولتى هيچ ديده نمىشود . جناياتى كه در خانواده واقع مىشد مثل قتل زن به دست شوهر يا پسر و دختر به دست پدر و يا خواهر به دست برادر و يا جنايتى ما بين پسران و برادران ، به عدليه رجوع نمىشد و بايستى خود خانواده قرارى در موارد اين گونه جنايات بدهد ، زيرا به عقيدهء پارتيها اين نوع جنايات به حقوق عمومى مربوط نبود و تصور مىكردند كه فقط به حقوق خانواده خلل وارد مىآورد . و ليكن اگر دختر يا خواهر شوهردار موضوع چنين جنايتى واقع مىشد ، امر به عدليه محول مىگشت ، زيرا زنى كه شوهر مىكرد جزو خانوادهء شوهر محسوب مىشد . از مجازاتهاى اين دوره اطلاعاتى در دست نيست ، همينقدر معلوم است كه مجازات خيانت زن به شوهر خيلى سخت بود .
و مرد حق كشتن زن را داشته ، و ديگر اينكه اگر كسى مرتكب عمل شنيعى برضد طبيعت مىشد ، بايستى خودكشى كند ، و در اين باب پارتيها به اندازهاى سخت بودند كه هيچ استثنايى را روانمىداشتند . اين است مختصر اطلاعاتى كه از اخلاق پارتى به ما رسيده است . « 49 »
در مورد فعاليت سياسى زنان دربارى در عصر اشكانيان بايد گفت هروقت كه پادشاهى ضعيف زمامدار بود ، مداخلهء زنان در كارهاى سياسى بيشتر بود . مشير الدوله در تاريخ اشكانيان مىنويسد :
ملكه از حيث مقام ، خيلى پستتر از شاه نبود . تاج يا نيمتاج بر سر مىگذارد ، گردنبندهاى متعدد ظريف و زيبا به خود مىآويخت . زنان عقدى شاه از ملكه جدا و هريك قصرى جداگانه داشتند . قصور را بر بلندى مىساختند و با پلكان وارد آن مىشدند . به قول « دفيلوسترانوس » شيروانى قصر در بابل از مفرغ بود و اشعهء آفتاب و ماه از آن منعكس مىشد . رواقها و چهارطاقيها را با سيموزر زينت مىدادند .
به موجب بعضى مدارك ، زنان شاه از مردان جدا بودند و در امور مملكت مداخلهاى نداشتند ؛ فقط « موزا » مادر فرهاد پنجم با پسرش بر تخت سلطنت مىنشست و زمام امور را در دست داشت .
ظاهرا ارزش اقتصادى و اجتماعى زنان در نقاط مختلف كشور اشكانى يكسان و همانند نبوده است . بطورى كه گوتشميد در تاريخ خود متذكر شده است سكنهء فرغانه ، باكتريه ، و پارت نه تنها از نظر قيافه و خصوصيات بدنى بلكه از لحاظ آداب و عادات نيز با يكديگر شباهتهايى
هامش
( 49 ) . ايران باستان ، پيشين ، ص 2693 به بعد .