آبيارى مصنوعى مقدور بود و كاريز ( قنات ) بيش از روشهاى ديگر متداول بود .
ثروتهاى كانى كشور و حق استخراج آن به پادشاه پارت تعلق داشت . طبق مندرجات نامهء « پلين اصغر » به تراژان ، در معادن مزبور از كار بردگان شاهى استفاده مىشد . » « 46 »
بطور كلى با تتبعات جديدى كه در زمينهء وضع اجتماعى و وضع فرهنگى و مادى دورهء اشكانى به عمل آمده است ، مىتوان پنج طبقه در جامعهء پارتيان تشخيص داد :
1 . فئودالهاى بزرگ و درباريان و خاندان سلطنتى كه سياست داخلى و خارجى مملكت در دست آنها بود .
2 . صاحبمنصبان و مأمورينى كه مشاغل نظامى و كشورى را در دست داشتند .
3 . مغان و روحانيان .
4 . طبقهء متوسط كه شامل مردم آزاد شهرها و پيشهوران و خردهمالكين مىشد .
5 . روستاييان و بردگان .
از وضع اجتماعى پيشهوران و حقوق و اختيارات آنها اطلاعى در دست نيست ؛ آنچه مسلم است در اين دوره در ايران و روم ، پيشهوران و صنعتگران فعاليتهايى داشتند و در كارهاى آنها نظير نساجى ، اسلحهسازى و ساختن شيشه و ظروف سفالين و چرمسازى بهبود محسوسى پيدا شده بود .
به نظر گيرشمن ، وضع كشاورزى و كشاورزان كه در دورهء اسكندر و سلوكيان بر اثر ترقى نسبى تكنيك و وسايل كار و رعايت حال كشاورزان رو به بهبود رفته بود ، در عهد اشكانيان راه انحطاط سپرد .
در اين دوره « دهگانان و خردهمالكين استقلال خود را از دست مىدهند و بيش از پيش تحت فشار مالكان عمده قرار مىگيرند . آنها رسما آزاد بودند ولى آزادى آنها نسبى بود . » « 47 » مالكان بزرگ با استفاده از وسايل علمى و فنى جديد به كار زراعت مشغول شدند و در ميدان رقابت ، خردهمالكين را كه فاقد قدرت مساوى بودند ، شكست دادند . به اين ترتيب بخشى عظيم از مالكين كوچك ، آزادى و استقلال خود را از دست داده ناچار به خدمت فئودالها مشغول شدند و يا راه شهر پيش مىگرفتند .
روستاييان و شهرنشينان ، كه هريك قسمتى از حيات اقتصادى را در دست داشتند ، داراى دو طرز زندگى خاص بودند .
به اين ترتيب ، همانطور كه در روم ثروتمندان و نظاميان قدرتمند با خريد خالصههاى دولتى به قيمتى ارزان املاكى وسيع براى خود ترتيب داده بودند ، در ايران نيز با تحولاتى كه نام برديم ، اراضى به صورت خالصههاى دولتى و املاك وسيع فئودالها درآمد و طبقهء كشاورزان بيشازپيش تحت فشار قرار گرفتند . در اين دوره ،
پرورش حيوانات اهلى و مخصوصا پرندگان كه در بازارهاى خارجى مشترى بسيار داشت ، ترقى كرد . در تعقيب نخستين سفارتهايى كه چين به ايران فرستاد ، اسپست ،
هامش
( 46 ) . اشكانيان ، پيشين ، ص 69 به بعد ( به اختصار ) .
( 47 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 286 .