تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥

بردگان كشاورزان و پيشه‌وران

از خصوصيات زندگى طبقات مختلف در عهد پارتيان اطلاعات دقيقى در دست نيست . دكتر گيرشمن مىنويسد : اطلاعات بسيارى در خصوص تحولاتى كه در اين عهد در جامعهء ايرانيان شهرنشين رخ داد ، در دست نيست ، اما مىتوان قبول كرد كه افكار آزاديخواهانه كه توسط هلنيسم رايج شده و در روم بسيار توسعه يافته بود ، در ايران نيز مؤثر افتاد . همطرازى محسوسى در ايران مانند روم به وجود آمد و نسبت به غلامان روشى ديگر اتخاذ گرديد . . . در ايران كنيزى كه روم به فرهاد چهارم اهدا كرد ، ملكه شد و او در زمان فرهاد پنجم كه بعدها شوهرش گرديد ، نقشى مهم در امور دولتى داشت . « 43 » به عقيدهء دياكونوف ، « در عهد اشكانيان وضع اجتماعى و طبقاتى در سراسر كشور به علت اختلاف فراوانى كه در سطح تكامل اجتماعى هرمنطقه وجود داشت ، يكسان و هماهنگ نبود . در سرزمين بين النهرين و ماد استفاده از كار بردگان در امور اقتصادى متداول بود . برده را « بندك » و گاه آنشهريك « 44 » و رسيك « 45 » مىخواندند . بردگان را در امور خانگى و كشاورزى و معاون شاهى و اقتصاد داخلى معابد مورد استفاده قرار مىدادند . درميان بردگان ، آنشهريكان مقام خاصى داشتند ؛ با اينكه آنان بخشى از اموال مالك محسوب مىشدند از آزادى نسبى برخوردار بودند و به ميزان يك دهم يا يك چهارم از ثمرهء زحمت خويش استفاده مىكردند و مىتوانستند اين حق را به اخلاف خود منتقل كنند . مالك مىتوانست آنشهر يكان را به رسم هديه يا گروگان يا وجه الضمان به كسى بدهد . همچنين مالك مىتوانست در مقابل پرداخت مزد ، او را براى كارهاى فصلى به اشخاص بسپارد ( مزد استفاده از برده به صاحب او پرداخت مىشد ) . زمينها با بردگان آن خريد و فروش مىشدند . ممكن بود زمين را با دوسه برده يا مثلا با 500 برده فروخت . تعداد بردگان كشور تنها از راه توليد مثل زياد نمىشد ، بلكه با اعزام اسيران جنگى بر تعداد بردگان و نيروهاى فعالهء كشور مىافزودند . علاوه‌براين ، افراد آزاد در اثر عدم پرداخت قروض خود به صورت برده درمىآمدند . بااين‌حال در ايران و ديگر كشورهاى شرق قديم ، توليد نعمات مادى بيشتر توسط افراد عضو جماعات روستايى صورت مىگرفت . عضو جماعت روستايى مجبور بود در قطعه زمين خود زراعت كند و زراعت زمين مزبور وظيفهء وى در برابر دولت شمرده مىشد و اگر از اين كار خوددارى مىكرد و سهم خراج خويش را نمىپرداخت ، دولت او را مجبور مىكرد كه جريمه‌اى معادل هفت برابر قيمت فروش زمين مزبور بپردازد كه نيمى از آن عايد خزانهء شاهى و نيمى ديگر ظاهرا به صندوق جماعت روستايى پرداخت مىشد . دولت با كمال دقت و سختى در امر وصول ماليات ارضى نظارت مىنمود و مالياتهاى گردآورىشده در دفترخانه‌ها ثبت و بايگانى مىشد . ظاهرا سياست مالياتى اشكانيان از جهاتى مشابه سياست مالياتى سلوكيه بوده است . در دورهء اشكانيان فعاليتهاى پردامنه‌اى در زمينهء آبيارى انجام مىشده ، چه ، در فلات ايران زراعت به مدد
هامش
( 43 ) . همان ، ص 287 . ( 44 ) .Anshahrik( 45 ) .Rasik
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 585 | مرتضى راوندى