با قدرت نجباى ملوك الطوايفى كه درعينحال از عمال دولت هم بهشمار مى - آمدند ، موجود بود . نمونهء كامل امراى دولت اشكانى ، سورن است كه خصم كراسوس رومى بود ، و پلوتارخس ( پلوتارك ) در حق او مىنويسد : « سورن در ثروت و بزرگى و افتخار بعد از شاهنشاه ، شخص اول ايران بود ، از حيث فضيلت و لياقت ، سرآمد پارتيان بهشمار مىآمد ، از لحاظ بلندى بالا و حسن اندام ، مانند نداشت .
هنگام لشكركشى ، هزار شتر باروبنهء او را مىبرد و دويست ارابه ، مخصوص حمل همسران و همخوابگان او بود . هزار سوار زرهپوش و عدهء بيشترى سرباز سبك اسلحه در ركاب او مىرفت ، زيرا روى هم دههزار سوار داشت كه قسمتى از گماردگان و قسمتى از بندگان او بودند . » در روز نبرد خود را مىآراست و زينت مىكرد و در پيشاپيش سپاه خود قرار مىگرفت . دليرى او به حدى مشهور بود كه با زيبايى زنانهء او نمىساخت ، زيرا سورن بنابر رسم مادها روى خود را غازه مىبست و آرايش مىكرد و گيسوان خود را به دو قسمت مىنمود ، اما ساير پارتها گيسوان را به رسم « سكها » بلند و ژوليده مىگذاشتند تا هيبتى وحشتناك داشته باشند . » سورن حرم خود را همراه مىبرد و در عين جنگ شبها را به عيشونوش و شرابخوارى و استماع موسيقى و آواز و عشقبازى مىگذرانيد .
عاقبت شاه از قدرت سورن به رشك آمد و باوجود قدرتى كه داشت بر او غلبه كرد ، زيرا شاه با هريك از بزرگان كه درمىافتاد هرگاه بزرگان متحد نبودند بر وى چيره مىشد ، اما اگر بزرگان يار مىگشتند غالبا او را خلع و ديگرى را نصب مىنمودند . « 42 »
در دورهء پارتيان نيز طبقات ممتاز زندگى مرفه و آسودهاى داشتند . شكار حيوانات مانند فعاليتهاى جنگى مورد علاقه و توجه آنان بود . در مجالس جشن و سرور شراب مىنوشيدند .
مىگويند بر خلاف روميان به عهد و پيمان خود عمل مىكردند ، و با غلامان و كنيزان ظلم و ستم روانمىداشتند .
آلات موسيقى آنها عبارت بود از فلوت ، نىلبك ، طبل و دهل . در ضيافتها و اعياد اغلب مجلس ، به رقص پايان مىيافت .
مشير الدولهء پيرنيا در تاريخ خود مىنويسد :
پارتيها ، زنان خود را به جنگ مىبردند ولى بر خلاف ، پارسيها زنان عقدى در خانهها مىماندند . زنانى كه با اردوها حركت مىكردند غالبا زنهاى يونانى سلوكيه يا ساير شهرهاى يونانى و مقدونى بودند . روميان اين نوع زنان را همخوابه مىناميدند . بنا به گفتهء پلوتارك 200 دستگاه تخت روان ، زنان غيرعقدى سورنا را حمل مىكردند كه بعضى از آنها بدعمل و عدهاى از آنها خواننده يا سازنده بودند .
هامش
( 42 ) . ايران در زمان ساسانيان ، پيشين ، ص 39 و 40 .