آنها در تيسفون ، در ساحل يسار دجله قرار داشت . چون هوا معتدل مىشد ، به اكباتان مىآمدند ، و تابستان در هكاتم پيلس « 36 » و گاه در رى مستقر مىشدند . كاخها و قصور آنان مجلل بود .
در وصف يكى از آنها سرپرسى سايكس مىنويسد :
سقف كاخ از الواح مفرغ زينت يافته كه بغايت شفاف و درخشان بودند .
در اين ساختمان اتاقهايى مخصوص زنان و اتاقهايى مخصوص مردان و سالنها و ايوانهايى وجود داشت كه تمام ديوارهاى آن با خشتهاى جواهرنشان زروسيم و با تصاوير و نقوشى از زر ناب مزين بوده است .
سلاطين اشكانى پس از آشنايى با تمدن و تنعم ، به هوسرانى و خوشگذرانى پرداختند . موى سر و چهرهء خود را با آب و رنگ زينت دادند ، و هنگام سفر هزاران سوار خاصه ، باروبنه و لوازم مسافرت آنها را همراه خود مىبردند . سلاطين غير از زن اصلى يعنى ملكه ، عدهء كثيرى متعه و كنيز ، كه اغلب آنها يونانى بودند ، در حرمسرا داشتند ، اما خواجهسرايان و ملكههاى پارت بر خلاف دورهء هخامنشى در دستگاه حكومت و امور سياسى مداخله نداشتند .
اشراف و فئودالها
« . . . وقتى كه اشكانيان به يارى و معاضدت بزرگانى ، كه مانند خود آنها از قوم ايرانى شمالى داه « 37 » بودند ، با سربازگيرى و لشكركشى ، نخست بر ولايت پارت چيره شده و پسازآن به تسخير سراسر ايران پرداختند و دولت ايرانى جديدى تشكيل دادند ، باز اصول و سنن سياسى عهد هخامنشى را حفظ كردند . . . بوسيلهء اشكانيان قدرت سلطنت از مغرب ايران به شمال اين كشور انتقال يافت و مردم آنجا صفات ايرانى را پاكتر نگاهداشته بودند . بنابراين ، دولت اشكانى ، باوجود رنگ يونانى كه داشت ، از حيث ايرانيت پاكتر از دولت هخامنشى بود . قريب دو قرن پايتخت شاهان اشكانى ، شهر صددروازه ، واقع در ولايت پارت بود ، تا اينكه تحولات تاريخى آنان را مجبور كرد كه پايتخت خود را به تيسفون در كنار دجله انتقال دهند . با تسلط ايرانيان شمالى بر سراسر كشور ، تشكيلات دودمانى قديم هم جانى تازه گرفت . . . در كتب پهلوى مكرر ذكر فرماندهان چهارگانه رفته است ، از اين قرار : رئيس خانه ، رئيس ده ، رئيس طايفه و رئيس كشور . . .
اما در حقيقت ، مدتى بود كه از چهار فرماندهى سابق الذكر ، دو فرماندهى از ميان رفته و دولت جانشين آنها شده بود و وظايف رئيس طايفه و رئيس كشور را انجام مىداد . . . اشكانيان و رجالى كه از آغاز كار با آنها يار شدند و بعدها چشم و چراغ دولت پارت بهشمار آمدند ، عينا مانند داريوش و يارانش همه از رؤساى دودههاى بزرگ بودند . دوباره تكرار مىكنيم كه رؤساى دودهها طبقهء اعلاى جامعهء اشرافى را تشكيل مىدادند كه اقتدارش مبتنى بر تملك اراضى موروثه بود . بنابراين مقدمات ، همين كه دولت پارت به وجود آمد ، اصول ملوك الطوايفى براين اساس بسط و توسعه يافت .
عدهء خاندانهاى بزرگى كه در دورهء اشكانيان مقام اول را داشتند ظاهرا هفت بود .
از ميان آنها دو خاندان بعد از دودمان شاهى صاحب قدرت محسوب شدند ؛ يكى خاندان
هامش
( 36 ) .Hecatompylos: صد دروازه .
( 37 ) .Daha