تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
وجود داشت . لشكر و متابعان سورنا « 29 » در جنگ بالغ بر ده هزار سوار بودند كه همه از غلامان و خدمهء او بودند ، و بين 50 هزار سوارى كه با آنتونيوس مقابله كردند فقط 400 تن آزاد وجود داشت . . . « 30 » سلاطين و سران سپاه اشكانى هنگام جنگ ، شخصا داخل گيرودار جنگ مىشدند و عده‌اى از آنها مراقبت مىكردند . بعضى از سلاطين اشكانى از روش سلاطين هخامنشى تقليد مىكردند و در مواردى خود را وارث آن سلسله مىشمردند . گوتشميد در تاريخ خود ضمن گفتگو از حملهء ارد به ارمنستان ، تا حدى ، روش جنگى پارتيان را توصيف مىكند : « . . . ارد به ارمنستان حمله برد تا « اوتاوازوس » پادشاه آن ديار را ، كه به روميان وعدهء مساعدت و همراهى داده بود ، گوشمالى دهد و مانع شود كه قول او از قوه به فعل آيد ؛ و بدين كار نيز توفيق يافت . در بهار سال 53 قبل از ميلاد مسيح ، كراسوس به همراه هفت فوج ، تقريبا چهار هزار سوار و به‌همين اندازه سربازان سبك اسلحه ، مجموعا چهل و دو الى چهل و سه هزار تن ، از گذرگاه رود فرات گذشت و به توصيهء ابگر « 31 » دوم شاه « اورهونه » كه به اردوى او آمده بود از رود دور شد و به خط مستقم ، به‌طرف مشرق ، از دشت گذشت و به جانب « سورنا » روى آورد . هنگامى كه روميان . . . با لشكر سورنا مصادف شدند . . . در به دو امر فقط سواران زره‌دار پارتى ، كه تعدادشان چندان زياد نبود ، خود را نشان دادند . قسمت اعظم لشكر را سورنا در پشت ارتفاعى مستور از جنگل پنهان كرده بود . كار جنگ چنان شد كه ديگر روميان نمى - توانستند از آن دست بكشند . « پوبليوس كراسوس » فرزند كنسول « سورى » براى آنكه از محاصره - شدن لشكريانش جلوگيرى كند ، با سواران رومى حمله را آغاز كرد و از گريز محيلانهء پارتيها كه از حيله‌هاى جنگى آنان بود ، فريب خورد و تا فاصله‌اى بعيد به تعقيب آنان پرداخت . بدين ترتيب دستهء او از ساير سپاهيان جدا ماند و به سوى تپه‌اى رانده شد و در آنجا از اطراف به محاصره در آمد و از همهء جوانب بر او تير باريدن گرفت . قسمت اصلى لشكريان رومى تحت فرمان كراسوس ( پدر ) از رسيدن اين خبر جرأت و جسارت خود را از دست داد . اينها قبلا ضرباتى از دست سپاهيان پارتى خورده بودند . غلامان سوار سبك اسلحهء پارتى بلا انقطاع از اطراف بر آنان هجوم مىآوردند و از فاصله‌اى كه بدانها دسترس نبود آنها را به باد تيرهايى مىگرفتند كه هرگز خطا نداشت . هرگاه اينان مىكوشيدند با تنگ كردن صفوف و نگاهداشتن سپرها به نزديك هم ، پوششى در برابر خصم درست كنند ، سواران زره‌پوش آزادهء پارتى كه مسلح به نيزه‌هاى بلند و سنگين بودند واحد آنان را درهم مىشكستند . . . كراسوس با به جا گذاشتن كليهء كسانى كه زخم سخت برداشته بودند ، به هنگام شب ، آهنگ بازگشت كرد . لشكريان رومى به كلى مأيوس شده و روحيهء خود را از دست داده بودند . نخستين كوشش براى فرار ، به علت روشن بودن هوا در اثر تابش ماه شب چهارده ، عملى نگرديد .
هامش
( 29 ) .Surenas( 30 ) . ايران و ممالك همجوار آن ، پيشين ، ص 48 به بعد . ( 31 ) .Abgar