تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
داشته است ، ممكن است روش اخذ ماليات نيز همانند عهد سلوكى باشد .

ادارات عهد اشكانى

مشير الدوله با استفاده از قرائن و سوابق تاريخى در مورد سازمان ادارى عهد اشكانى مىنويسد كه شاه شخص مورد اعتماد را به عنوان وزير اعظم برمىگزيد و او با تصويب شاه وزراء و كارگزاران مهم دولت را انتخاب مىكرد : . . . اما اينكه رشته‌هاى امور دولت از چه قرار بود ، نمىتوان چيزى گفت . برحسب طبيعت امور ، مىبايست اين ادارات وجود داشته باشد : دفترخانهء سلطنتى ، ادارهء جنگ ، اسلحه‌خانه ، ماليه يا خزانه ، چاپارخانه ، ضرابخانه ، رياست تجار و كسبه و ادارهء گمرك . در باب امور خارجه بطورى كه از مدرك تاريخى استنباط مىشود ، شاهان هنگام جلوس قياصرهء روم سفرايى براى تبريك به روم مىفرستادند ، نمايندگان خارجى را با احترام مىپذيرفتند ، زبان گفتگوهاى سياسى يونانى و رومى بود . احترام نمايندگان سياسى موردنظر شاهان اشكانى بود . مهرداد دوم سفيرش را كشت چون جاى خود را به « سولا » مأمور سناى روم داد و مقدم بر او ننشست . « 28 »

سازمان ارتش

پارتيان كه در آغاز امر در ايالتى كوچك خارج از محيط قدرت سلوكيان مستقر شده بودند ، چنان كه گفتيم ، بتدريج از فرصتهاى مناسبى كه روى مىداد براى گسترش نفوذ خود استفاده كردند و سرانجام در غرب با حريف زورمندى چون روم روبرو گرديدند . دو ملت ايران و روم كه ميراث مادى و حتى معنوى يونانيت را بين خويش قسمت كرده بودند ، خود را در مقابل يكديگر در ساحل فرات مشاهده كردند ؛ يكى حق وراثت هخامنشيان و سلوكيان را براى خود قائل بود ، ديگرى خود را وارث اسكندر مىدانست و مايل بود به تمام آسيا ازجمله هندوستان استيلا يابد . در مدتى قريب سه قرن ، ايران به عنوان مدافع ، در مقابل روم با شدت مقاومت كرد . پارتيان نه تنها در مقابل روم متجاوز ، بلكه در مقابل حملات بدويان ، كه گاه‌وبيگاه از شمال‌شرقى و معابر قفقاز متوجه ايران مىشدند ، پايدارى كردند و با هنر دفاعى مخصوص خود تمدن آسياى غربى را از خطر انحطاط و زوال رهايى بخشيدند . اكنون ببنيم روش جنگى و سازمان نظامى پارتيان چگونه بوده است . جنگاوران اشكانى در جنگهاى تعرضى مهارت چندانى نداشتند . آنها غالبا در برابر دشمن عقب مىنشستند و او را به داخل كشور خود مخصوصا به مناطق بىآب و علف مىكشيدند و همين كه ارتباط دشمن را با مراكز اصلى قطع مىكردند و راه رسيدن آذوقه و مهمات را بر او مىبستند ، با حملات پياپى ، سواران سبك اسلحه او را از پا درمىآوردند . از جنگهاى دريايى و جنگ در مناطق كوهستانى اطلاعى نداشتند و در قلعه‌گيرى و فن محاصره چندان زبردست نبودند . سپاه دايمى اشكانى اندك بود . همين كه جنگى روى مىداد به گردآورى سپاه مىپرداختند و آنها را ، برحسب استعداد ، بين دو صنف پياده و سوار تقسيم مىكردند . در جنگها ، پياده‌نظام نقش مهمى نداشت و افراد آن غالبا در عقب جبهه به حفظ و حراست اردو مشغول بودند ، در
هامش
( 28 ) . ايران باستان ، پيشين ، ص 2662 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 577 | مرتضى راوندى