پادشاه ، مباشرت انبار گندم ، رياست تشريفات ، امانت خلوت و رياست ساقيان و ادارهء امور قربانى و شغل بازاردارى و نگاهبانى اقامتگاه تابستانى و نگهداشتن رايت و علم در پيشاپيش پادشاه در روز جنگ ، به افراد خانوادههاى ديگر تفويض شد . چنين پيداست كه همهء اين خانوادهها و طوايف در آن موقع از دودمانهاى درجه اول نبودهاند و ولرشك آنها را به اين مقامات رسانيده است . . . ولرشك پسازآنكه دربار خويش را به اين ترتيب منظم كرد ، حكومت و اقطاعات وسيع به بزرگان دولت عطا نمود . . . قشون را به چندين طبقه تقسيم كرد و ساعات بار و تشكيل شوراها و مواقع تفريح را در دربار معين كرد . دو خبرگزار نصب كرد ، يكى مأموريت داشت كه شاه را كتبا از كار هاى نيكى كه بايد انجام دهد آگاه سازد ، و ديگرى يادآورى كند كه كشيدن انتقام را به خاطر داشته باشد ، و نيز شخص نخستين موظف بود كه مواظبت كند مبادا پادشاه در حال غضب فرمانى خارج از عدالت صادر نمايد . ولرشك قضاتى در شهرها و دهات برگماشت و شهرنشينان را فرمان داد تا رتبهاى فوق رتبهء روستاييان بگيرند و اينان را فرمود كه به روستاييان كبر و غرور نفروشند . بارى تمام اين تأسيسات و مقررات ارمنستان بدون شبهه تقليد از ايران بوده است . » « 20 »
مجسمهء پادشاه اشكانى هاترا ص 148
طرز ادارهء كشور
چنان كه اشاره شد ، در دورهء اشكانيان ، مركزيت به معنى واقعى كلمه وجود نداشت . در دورهء هخامنشيان ، پادشاهان دستنشانده ناگزير بودند تحت نظارت ولات و نمايندگان مركزى به فعاليتهاى مختلف ادامه دهند ، ولى در دورهء اشكانيان ، سلاطين به اطاعت ظاهرى و گرفتن سرباز راضى و دلخوش بودند . به عقيدهء مشير الدوله ، عدم تمركز عهد اشكانيان ميراثى بود از دورهء سلوكيها ؛ زيرا سلاطين سلوكى در دوران ضعف و انحطاط ، چارهاى جز مدارا با استانهاى تابع خود نداشتند و براى آنكه ايالات مختلف از آنها جدا نشوند با فرمانروايان سازش مىكردند ؛ بخصوص كه پارتها با اصول تمدن و راهورسم مملكتدارى آشنايى نداشتند . بطورى كه گيبون در كتاب انحطاط و سقوط امپراطورى روم متذكر شده است ، سازمان فئودالى آن دوران از بعضى جهات شبيه به اوضاع اجتماعى اروپا در قرون وسطى است .
از 18 مملكتى كه تابع پارتيان بودند يازدهتاى آنها كه از حقوق و امتيازات بيشترى
هامش
( 20 ) . ايران در زمان ساسانيان ، پيشين ، ص 33 به بعد ( به اختصار ) .