اعتصابها مانده ، مىنويسد : « ما خسته شدهايم ما فرار خواهيم كرد » ( مقصود اين است كه در معبدى متحصن خواهيم شد ) . تقريبا تمام استثمارگران ، يونانى و تمام استثمارشدگان ، مصرى يا كليمى بودند . . » « 37 »
در دورهء سلوكيان غير از كشاورزان ، كه طبقهء مثمر و فعال جامعه را تشكيل مى - دادند ، در داخل دهات و شهرهاى ايران عدهاى به نام پيشهور به كارهاى يدى و فعاليتهاى كوچك صنعتى مشغول بودند و ما از موقعيت اجتماعى و اقتصادى آنان اطلاعى نداريم . غير ز پيشهوران و خردهمالكان كه زندگى معتدل و مناسبى داشتند ، فئودالهاى بزرگ ، درباريان ، صاحبمنصبان شاهى ، مأمورين عاليرتبه و روحانيان از حقوق و اختيارات فراوانى برخوردار بودند . در شهرهاى جديد البنا و شهرهاى قديمى ، كه بوسيلهء سكنهء بومى و مهاجرين اشغال شده بود ، ادارهء امور به كمك تودهء ملت و شورا و عمال دولتى كه ساليانه تعيين مىشد ، صورت مىگرفت . مردم و بعضى از سلاطين در راه يونانى كردن ملل تابعه به ظلم و زور متوسل مى - شدند ؛ آنتيوكوس سوم ، پسازآنكه سرزمين يهود را به تصرف خود درآورد ، بيهوده سعى مىكرد كه كشورهاى تابعهء خود را در تحت قانون و مذهب و زبان واحدى متشكل كند و براى اجراى اين نقشه ، عمال يهودى خود را كه طرفدار يونانى كردن قوم يهود بودند به آزار و اذيت يهوديان برانگيخت . بههمين علت همين كه خبر كشته شدن آنتيوكوس بر سر زبانها افتاد ، يهوديان ، عمال حكومت يونانى را كشتند و معابد خود را به صورت ديرين درآوردند .
آنتيوكوس پس از وقوف از اين ماجرا به اورشليم شتافت ، « هزاران نفر زن و مرد يهودى را كشت و به معبد آنها بيحرمتى نمود و آن را غارت كرد ، قربانگاه طلاى آن را ربود و ثروت و گنجهاى آن را ضبط نمود . . . و فرمان داد كه يهوديان را به زور يونانى كنند . . . ختنه را جرم بزرگى اعلام كرد . . . هر كليمى كه از خوردن گوشت خوك ابا مىكرد و يا كتاب مقدس همراه داشت ، زندانى يا كشته مىشد . . . شهر اورشليم را آتش زد و جمعيت يهوديش را به بردگى فروخت . » « 38 » ولى يهوديان با تحمل مشكلات فراوان ، سرانجام در اين نبرد پيروز شدند و از قبول آيين و تمدن يونانى با دادن تلفات و خسارات فراوان خوددارى نمودند و با اين دلاوريها نشان دادند كه سلوكيها ، كه خود را دوستدار مدنيت يونان مىشمردند ، دشمن سرسخت آزادى هستند .
ويل دورانت ضمن بيان تاريخ تمدن اسپارت مىنويسد :
. . . تمدن ايران از برخى جهات برتر از تمدن يونان آن عصر بود .
بزرگمردانى كه در ايران پرورش مىيافتند ، از همه حيث ، مگر از لحاظ حدت ذهن و آموزش و پرورش ، بر يونانيان رجحان داشتند . نظام ادارى شاهنشاهى ايران هم ، سخت بر فرمانروايى خام آتن و اسپارت فائق مىآمد و فقط در عرصهء آزاديخواهى بود كه ايران به گرد يونان نمىرسيد . . . « 39 »
هامش
( 37 ) . همان . ص 188 به بعد ( به اختصار ) .
( 38 ) . همان ، ص 169 به بعد ( به اختصار ) .
( 39 ) . تاريخ تمدن ( كتاب دوم - بخش اول ) ، پيشين ، ص 125 .