تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
از هند ، شمال غربى بلخ ، ارمنستان و قفقاز وارد مىكردند . ايران به نوبهء خود ، آهن ، مس و سرب كه استخراج آن تحت مراقبت صاحبمنصبان شاهى افزون مىگرديد ، صادر مىكرد . همهء معادن و استخراجات تحت انحصار بود و ملك شاه محسوب مىشد . مختصات هنر ايران در فاصلهء ميان سقوط حكومت هخامنشيان و تصرف مجدد ايران بوسيلهء پارتيان كه قريب دو قرن طول كشيده است كاملا روشن نيست . از آثار هنرى اين دورهء بالنسبه طولانى چيز جالبى باقى نمانده است . قسمتى از آثار هنرى اين عصر صرفا رنگ ايرانى دارد ؛ مانند معبد « نورآباد » كه معمارى آن از معابد هخامنشى تقليد شده است . قسمت ديگر از آثار هنرى اين عصر نمودار تلفيق هنر يونان و ايرانى در يكديگر است . مظهر اين نوع آثار هنرى بقاياى معابدى است كه در استخر باقى مانده است . قسمت سوم هنرهايى است كه بيشتر صبغهء يونانى دارد ؛ نظير معبد كنگاور كه در ساختمان آن از طرحهاى يونانى تقليد شده است . قسمتى از آثار هنرى كه از اين عصر باقى مانده است مشكوك است و معلوم نيست كه آنها را از خارج وارد كرده‌اند يا محصول كار هنرمندان ايرانى است . آنچه مسلم است شاه و درباريان و كسانى كه به آنها وابسته بودند بيشتر علاقه به هنر يونانى داشتند و هنرمندان ايرانى و يونانى همواره مىكوشيدند تا آثار هنرى خود را با سليقه و نظر آنها هماهنگ سازند . » « 44 »
هامش
( 44 ) . همان ، ص 236 به بعد ( به اختصار ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 556 | مرتضى راوندى