گاوآهن جديدى معمول گرديد ، سه دوره برداشت محصول ، از زمينهاى زراعتى عملى شد ، و طرق جديدى در آبيارى و احداث جنگل و پرورش ميوهها و باغها مجرى گرديد .
سلوكيان تشكيلات فلاحتى را ، كه در ايران عهد هخامنشى وجود داشت ، تصعيف كردند . عدهاى از املاك بزرگ شاهى و خصوصى يا املاك متعلق به معابد را تقسيم نمودند و آنها را هديه دادند . زمينها را بين مداين و شهرها توزيع كردند و يا در آنها مستعمرهنشينان نظامى را مستقر ساختند . اين تغييرات موجب تعديلاتى در وضع روستاييان ، كه در جنب يونانيان قرار داشتند و از ايشان روشهاى جديد فلاحت را آموختند ، گرديد و در مدت چند قرن پايدار ماند و عمل شد .
در املاك ديگر ، رعايا نوعى مستأجر بهشمار مىآمدند ، اما هرجا كه ملك بزرگ تقسيم نشده بود ، وضع رعايا تابع انتظاماتى بود كه تا حدى سرنوشت آنها را تعيين مىكرد . روستاييان وابسته به زمينهاى مدينهها ، به نوبت خويش ، تقريبا آزاد گرديدند . سلوكيان با تحولات فلاحتى ، مقامى مهم به دست آوردند و آزاد كردن طبقهء روستاييان در ايران ، از جهت سياسى ، اجتماعى و اقتصادى ، كارى بزرگ بهشمار مىرفت . » « 32 »
متأسفانه زيانهاى مادى كه از حملهء اسكندر و تركتازى جانشينان او در ايران ايجاد شده بود ، چنان كه انتظار مىرفت ، با نفوذ علوم و افكار يونانى در ايران جبران نگرديد . ايرانيان بالاختصاص سكنهء پارس ، خصوصيات اجتماعى و اقتصادى خود را حفظ كردند و كمتر با آراء و افكار عالى فلسفى و اجتماعى يونانيان آشنا شدند .
در مدينهها و شهرها در نتيجهء آميزشها و ازدواجهاى فراوان ، اختلاف بين نژاد ايرانى و يونانى بسرعت از بين مىرفت و كمابيش طبقات متوسط و بالاى جامعهء ايرانى با خصوصيات مدنى و اجتماعى يونانيان آشنا گرديدند . فراگرفتن زبان يونانى يعنى زبان طبقهء فرمانروا ، سخت معمول شده بود . مزاوجتهاى فراوان بين دو ملت و مناسبات روزافزون تجارى و اجتماعى سبب گرديد كه قسمتى از سكنهء شهرنشين ايران به زبان يونانى آشنا شوند . مبادلات تجارى از يونان تا بلخ به زبان يونانى انجام مىشد و همهء مرافعات بين ايرانيان و يونانيان توسط قضات يونانى ، طبق قوانين مدنى يونانى ، حلوفصل مىشده است . بوميان از قوانين يونانى اطلاع بههم رسانيدند و حتى در روابط بين خود آن را پذيرفتند .
جامعهء شهرنشين جديد در فوق ايرانيان قرار داشت و به منزلهء رابط بين آنان و مقام سلطنت بهشمار مىرفت . جامعهء مزبور نيز شامل تعدادى از عمال عاليرتبه ، اطرافيان شاه و دربار و دوستان و ندماى وى بود . در درجهء پايينتر عمال ادارات و سپس تجار قرار داشتند .
همچنين بايد از قشون ياد كرد كه ساخلوى همهء نقاط را مخصوصا در پايتختها يا قلاع ، اداره مىكرد . همان منظرهء اجتماعى در نواحى خارج ديده مىشود ؛ در جنب املاك بزرگ ايرانيان ، زمينهاى فئودالهاى يونانى يا مقدونى وجود داشته است . . . بر سكنهء قديم اشرافيتى
هامش
( 32 ) . همان ، ص 236 و 237 .