تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
لحاظ اقتصادى و سياسى به يكى از سه مركز اصلى امپراتورى مربوط بودند . پادشاه در رأس ادارهء كشور قرار داشت . از جملهء زير كه به سلوكوس اول نسبت مىدهند : هرچه رأى پادشاه باشد درست و عادلانه است ، مىتوان به قدرت نامحدود سلاطين پىبرد . نزديكترين اطرافيان شاه يعنى خويشاوندان و دوستان شاه ( هردو القابى افتخارى بود ) زمامداران كشور را تشكيل مىدادند . مأموران عاليرتبهء دولتى ، كارگزاران و رئيس دفتر شاهى و بازرس كل مالى كه امر وصول مالياتها را اداره مىكرد ، و ديگران نيز جزو اطرافيان نزديك شاه بودند . عايدات خزانه را تنها درآمد ساليانهء اراضى تشكيل نمىداد بلكه انواع عوارض و مالياتهاى ديگر نيز تحت عنوان كلنى ( مالياتهاى شاهى ) از مردم اخذ مىشد كه ماليات تاج ، ماليات نمك ، ماليات سرانه از آن جمله بود . علاوه‌براين از راه عوارض گمركى و ماليات بر معاملات و مالياتى كه از بردگان مىگرفتند ، مبالغى عايد خزانه مىشد . » « 29 » « در عهد سلاطين سلوكى ، شهرسازى اهميت فراوان يافت و اكثر آنها طبق نقشهء معينى كه « هيپودام » ناميده مىشد بنا شده بود ؛ به اين ترتيب كه شهرداراى دو خيابان اصلى شمالى - جنوبى و شرقى - غربى بود كه يكديگر را قطع كرده زواياى قائمه تشكيل مىدادند و كوچه‌ها و خيابانهاى جنبى موازى با خيابانهاى اصلى و يا عمود بر آنها بودند و بخشها و يا بلوكهاى مربعى از منازل بدين طريق ايجاد مىگشت . ساتراپ‌نشينهاى ايرانى عهد سلوكيه نيز از اين قاعده مستثنى نبودند . شيوهء ساختمان شهرها ، گوناگون بود . شهرهاى سلوكيه داراى « مجمع ملى » مركب از افراد كامل الحقوق جامعه و « شوراى انتخابى شهر » و « دادرسان انتخابى » بودند . جامعهء شهر نه تنها حق داشت در حيات اجتماعى شهر شركت كند ، بلكه امتياز ديگرى را نيز دارا بود ؛ يعنى مىتوانست اراضى ملكى داشته باشد . مردم روستايى اين اراضى مرتبا به خزانهء شهر خراج مىدادند . بدين ترتيب افراد ممتاز شهرها ، منافع سرشارى از بهره‌كشى مردم روستاى اطراف و همچنين افراد مسلوب الحقوقى كه در درون شهر مىزيستند ، به دست مىآوردند . مديران اين شهرها نمايندهء قدرت حكومت بودند و سعى مىكردند كه منافع شاه در شهرها مراعات شود . شهرها بلاواسطه تابع پادشاه بودند و مىتوانستند مستقيما با شاه مكاتبه كنند و نمايندگان خود را نزد وى گسيل دارند . شاهان سلوكى ترجيح مىدادند كه نظر و خطمشى خود را بواسطهء حزب شاهى ، كه در شهرها نيرومند بود عملى سازند . موقعيت اجتماعى و سياسى شهرها يكسان نبود . برخى بلاد نظير شهرهاى يونانى آسياى صغير و فنيقيه فقط خود را متحدان سلوكيه مىشمردند و در زمينهء استقرار رابطه با ديگر شهرها و مناسبات خارجى ، آزاديهاى فراوان داشتند و مىتوانستند خود به ضرب سكه اقدام كنند . از آنچه گفته شد ، به خوبى پيداست كه شهرها به‌جاى دستگاه دولتى و ادارى و به نفع حكومت سلوكى كار مىكردند و غير از نظارت سياسى و بهره‌كشى از اراضى شاهى ، امر خطير وصول ماليات و تحويل
هامش
( 29 ) . دياكونوف ، اشكانيان ، ترجمهء كريم كشاورز ، ص 23 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 546 | مرتضى راوندى