صدر جوامع شهرى استفاده مىكردند و به توسعهء اجتماعات خود مىپرداختند و به صورت دهكدههايى كه نوعى استقلال خارجى داشتند ، درمىآمدند . . . مستعمراتى در دهكدههاى بومى ايجاد مىشد و يا زمينهايى در قرب بوميان به يونانيان مىدادند و گاهى كه قوم مزبور را براى نظام اجبارى در شهرها مجتمع مىكردند ، به هركس مقدارى زمين ، يك خانه ، بذر و چهارپا داده مىشد . همهء زمينها به حكم فتوحات متعلق به شاه بود . معابد نيز داراى زمينهايى بودند و هرچند ما اطلاعى از املاك آنها در ايران نداريم ، از پيش بايد قبول كنيم كه معابد مهمى مانند هكمتانه ( همدان ) و كنگاور يا نهاوند مىبايست داراى متصرفاتى بزرگ يا دهكدههايى باشد كه رعايا و شايد بردگان ، براى تغذيهء آنهمه روحانيان مرد و زن ، مغنيان و مغنيات ، مطربان ، غلامان معابد و خدمتكاران به كشت و زرع مشغول بودند . . . زمينهاى ديگر به - افراد خانوادهء شاهى ، درباريان ، صاحبمنصبان و شهرها داده مىشد و قسمتى را هم فروخته بودند . زمينهاى مزبور ، مانند عهد هخامنشيان در دست فئودالهاى بزرگ ايرانى يا يونانى اداره مىشد ولى رعايا كه جزو لاينفك اراضى بودند از نوعى آزادى برخوردارى داشتند . . . از ميان همهء روستاييان ، آنان كه در املاك متعلق به شهرها كار مىكردند ، محققا از مزاياى زندگى بهرهمند بودند . . . تودهء عظيم ايرانى ، قومى كه در نواحى اطراف يعنى در ديهها و قصبات زندگى مىكردند ، درهرحال خارج از حيطهء تأثير يونانيت باقى ماندند . تضادى كه بين جامعهء شهر - نشين و جامعهء روستايى وجود داشت ، شكافى بين ايشان پديد آورد ، و از همان دوران ، پايههاى دشمنى آينده گذاشته مىشد . در نظر ملت ، تغيير سلسلهها مفهومى جز تغيير مخدومان ، كه همه مانند هم بار ماليات را تحميل مىكردند و بيگارى مىگرفتند ، نداشت . « 31 »
ملت به ديدن خارجى در مملكت معتاد شده بود ، و با اين طبقهء حاكمه كه داراى طرز زندگى خاصى بود و خدايانى جز مغان ايرانى مىپرستيد ، مخالفت نمىورزيد .
عهد سلوكى ، با توسعهء بسيار كاشت همهء اقسام نباتات ، ممتاز است . اين عهد دورهاى است كه در اروپاى جنوبى ، مخصوصا در ايتاليا ، تحت تأثير شرق ، مقدارى از نباتات و حيوانات تازهوارد را پرورش دادند . شرق مغلوب ، اروپا را مقهور كرد . پنبه ، ليمو ، خربزه ، حب كنجد ، جوز شرقى ، زيتون ، خرما ، انجير ، اردك و گاو آسيايى موجب انقلاب حقيقى در فلاحت و گله - پرورى ايتاليا گرديد .
سلوكيان با آماده كردن زمينهاى زراعتى و زهكشى نواحى جديد ، اراضى باير را قابل كشت كردند . احتياجات بازار مستلزم اعمال روشهاى معقول و مبانى عملى بود . فن فلاحت بشدت توسعه يافت تا حدى كه حتى در قرون وسطى و عهد اسلامى نيز از آن حد تجاوز نكرد . روشهاى جديد در مواظبت مو به كار برده شد ،
هامش
( 31 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 228 .