آن به خزانهء حكومتى ، نيز به كمك سازمانهاى شهرى يا پوليسها انجام مىگرفت ، و آنان ناگزير بودند درآمدهاى حاصله را با پادشاه سلوكى تسهيم كنند و در مقابل ، پادشاه متعهد بود با حفظ جادههاى تجارى و تأمين امنيت آنها ، و ايجاد پولى واحد و جلوگيرى از اخذ عوارض گمركى بىبندوبار و تكميل دايم عدهء بردگان شهرها از محل اسيران جنگى ، و اهداء اراضى ، منافع اقتصادى شهرها را كاملا تأمين نمايد . از آخرين تحقيقات مورخان شوروى چنين برمىآيد كه اين شكل و شيوهء سازمان شهر ( پوليس ) قبل از ورود ارتش اسكندر در مشرق زمين سابقه داشته است . سلاطين سلوكى مطلقا به تبعيض قومى و نژادى معتقد نبودند . آنها براى تأمين مصالح سياسى خود به قشرهاى متنفذ و مقتدر محلى متكى بودند و اين سياست را به كمك قشون در سراسر منطقهء نفوذ خود اعمال مىكردند . لشكريان سلوكى هميشه يونانى و يا مقدونى نبودند ولى به شيوهء مقدونى تعليم يافته بودند . علاوهبراين عدهاى از مزدوران و داوطلبان قبايل ايران و آسياى صغير نيز جزو لشكريان ايشان بودند . نيروى اصلى ارتش را پيادگان سنگين سلاح تشكيل مىدادند . عدهء سواران اندك ، ولى ارزش نظامى آنان بسيار بود و از امتيازاتى برخوردار مىشدند . درميان سواران واحدهايى كه مركب و راكب آنها زرهپوش و مجهز بود ، شهرت فراوان داشت . غير از دو صنف پياده و سوار ، فيلان و ارابههاى جنگى و واحدهاى نقبزنى و بخشهاى ويژهء محاصره و دستجات كمكى ديگر ، هريك ، نقش مهمى در جنگها به عهده داشتند . در سراسر كشور ، پادگانهايى مستقر بود و دستجات مخصوصى با مراقبت كامل به مرز - دارى اشتغال داشتند . بر روىهم ارتش سلوكيه چندان بزرگ نبود . بعضى از صاحبنظران قواى نظامى حكومت سلوكى را در پايان قرن سوم ق . م . در حدود 20 هزار نفر تخمين زدهاند . » « 30 »
زندگى اجتماعى و اقتصادى
وضع طبقات مختلف
اكثريت جمعيت ايران را از ديرباز روستاييان و ايلات و عشاير تشكيل مىدادند . روستاييان وابسته به زمين بودند و نمىتوانستند بدون اجازهء ارباب ، محل خود را ترك كنند ، ولى ايلات و عشاير ، چنان كه مورخ فقيد مشير - الدوله در تاريخ خود متذكر شده است ، از روزگار قديم آزادى بيشترى داشتند ، زيرا طرز زندگى و طبيعت كار آنها طورى بود كه نمىتوانستند زير بار قيد بروند . آنها براى تحصيل مرتع و علفزار مناسب ، غالبا تغيير مكان مىدهند و گاه بر اثر سرما و بارندگيهاى نابهنگام به گله و رمه و افراد ايلات و عشاير صدماتى مىرسد . بعضى از آنها هنوز در جنگ وگريز و فعاليتهاى نظامى مهارت دارند . ما از وضع كشاورزان آن عهد اطلاعات دقيقى نداريم . دكتر گيرشمن در بارهء اين طبقه مىنويسد :
شهرها داراى زمينها و املاكى بود كه روستاييان در آنها سكونت داشتند و به كار كشاورزى مشغول و بدان املاك وابسته بودند . روستاييان گاه از سعهء
هامش
( 30 ) . همان ، ص 1 تا 28 ( به اختصار ) .