تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
دهكده‌ها مخلوط شده بودند و اكثريت آنان ايرانى و اقليت يونانى بودند . آيندهء شاهنشاهى سلوكى ، مستقيما وابسته به توفيق استقرار سكنهء يونانى و مقدونى در كشور بود . سكنهء مزبور ، قبل از هرچيز داراى سجيهء سياسى و اقتصادى بودند و اجبارا مىبايست با مشاغل اجتماعى و اقتصادى مرتبط باشند . . . يونانى كردن ايرانيان كاملا طبيعى صورت گرفته ، چنان كه ايرانى كردن يونانيان هم‌چنين بوده است ، و اين مسأله براى دو گروه از اقوامى كه مجاور يكديگر زندگى مىكردند ، غيرقابل اجتناب بود . امر مزبور تحقق يافت . . . شبكهء مدينه‌هايى كه توسط سلوكيان برپا شد ، مىبايست شاهنشاهى را به هم متحد سازد . « 28 » در دورهء سلوكيان ، مانند عصر اسكندر ، شاه فرمانرواى مطلق و اوامر او در حكم قانون بود . شاه و ملكه مقام الوهيت داشتند . مقدونيان ، سلاطين سلوكى را جانشين اسكندر مىدانستند ، ولى يونانيان آنها را فقط حامى مصالح خود مىشمردند . دياكونوف مورخ شوروى در آغاز تاريخ اشكانيان راجع به سياست اقتصادى و اجتماعى اسكندر و جانشينان او و نقش سياسى شهرها ( پوليسها ) در آن دوران ، مطالب جالبى نوشته است كه بطور اختصار قسمتهايى از آن را نقل مىكنيم :

طرز حكومت و نقش سياسى و اقتصادى شهرها ( پوليسها ) در دورهء اسكندر و جانشينان او

دياكونوف در تاريخ اشكانيان مىنويسد : اسكندر نتوانست آرزوى خويش يعنى ايجاد قوم پارسى يونانى را تحقق بخشد . با اين حال اقدامات وى به اعتلا و پيشرفت نيروهاى توليدى و پيدايش اشكال سياسى نوينى كه بيش از شيوه‌هاى پيشين مشرق زمين ، با اوضاع ملايم و متناسب بود ، يارى كرد و موجب انتشار فرهنگ يونانى در خاورزمين گشت و به رونق روابط اقتصادى و سياسى شرق و غرب كمك كرد . اسكندر ساتراپهاى پارسى را در مقامشان باقى گذاشت ولى در امور مالى و نظامى از ايشان خلع يد كرد و در كنار ساتراپ ، رئيس نظامى ويژه‌اى نيز منصوب و مشغول خدمت شد . وصول مالياتها و امور مالى در دست مأمورينى بود كه مطيع خزانه‌دار كل بودند ، و شخص اخير الذكر فقط در برابر شاه مسؤول بود . ساتراپها در عهد هخامنشيان حق ضرب سكه داشتند ، ولى در عهد اسكندر اين حق از ايشان سلب شد و در رأس حكومت مركزى ( پادشاه ) قرار گرفت . فقط بابل و چند شهر ديگر اختيار ضرب سكه داشتند . اسكندر ، نقره را مبناى پول قرار داد و وحدت پولى ، معاملات بازرگانى را آسانتر ساخت و « درهم ، نقرهء اسكندرى » قرنها در ايران رايج و متداول بود و بر تحكيم مناسبات اقتصادى و سياسى و فرهنگى در بين بخشهاى پهناور كشور كمك كرد .
هامش
( 28 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 225 و 226 .