درآيند و از قوانين جداگانهء خود دست بردارند .
همهء مردم غير يهودى از اين فرمان پيروى كردند و بسيارى از بنى اسرائيل هم . . .
هركس از اين فرمان سرپيچى مىكرد ، مىبايست مرگ را استقبال كند . با اينهمه گروه كثيرى در برابر آن مقاومت كردند . زنان كه كودكان خود را ختنه كرده بودند به قتل رسيدند ، كودكان حلقآويز شدند ، خانهها به غارت رفت ، و كسانى كه عمل ختنه كردن را انجام داده بودند از دم تيغ گذشتند . معهذا بسيارى از مردم اسرائيل عزم خود را جزم كرده بودند كه از خوردن چيزهاى ناپاك اجتناب كنند و بدين سبب مرگ را بر آلوده شدن به گوشتهاى ناپاك و زير پا نهادن آيين مقدس رجحان نهادند و آنگاه كشته شدند . « 17 »
وضع سياسى ايران از حملهء اسكندر تا ظهور پارتيان
مرگ زودرس و نابهنگام اسكندر ، مانع اجراى نقشههاى سياسى و اجتماعى او گرديد . پادشاه جوان مقدونى ، پس از ورود به كشور پهناور ايران ، به زودى دريافت كه ادارهء اين ممالك وسيع به دست مشتى مقدونى امكانپذير نيست و بايد هرچه زودتر به عنصر ايرانى ، مقامى كه شايستهء آن است داده شود . وى در راه اجراى اين نقشه ، عليرغم مخالفت هموطنان خود ، قدمهاى عملى برداشت . عمال ادارى و بسيارى از شهربانان ايرانى را در شغل خود باقى گذاشت ، طبقهء جوان ايرانى را به سوى خود جلب كرد و فرمان داد سه هزار تن از شايستهترين آنان را فنون نظامى بياموزند و به سبك ارتش غرب تربيت نمايند . او به ايرانيان وعده داد كه اگر با او صميمانه همكارى كنند در افتخارات آينده با مقدونيان شريك خواهند بود . ياران اسكندر كه از هدف عالى پادشاه خود بى خبر بودند به ايرانيانى كه تعداد آنان در دربار اسكندر رو به فزونى بود ، حسادت مىورزيدند ، حتى بعضى از آنان علم طغيان برافراشتند ولى اين اقدامات تصميم او را در اتحاد شرق و غرب راسختر نمود . بيشازپيش نجباى ايرانى را در امور مداخله داد ، با دختر داريوش ازدواج نمود ، « هشتاد تن از فرماندهان و ده هزار سرباز يونانى را به ازدواج با دوشيزگان ايرانى واداشت و براى آنها جشنهايى منعقد ساخت كه مدت 5 روز طول كشيد . » « 18 » اسكندر و همراهان او ضمن برخورد با ايرانيان كمابيش تحت تأثير تمدن ايرانيان نيز قرار مىگيرند . مشير الدوله در تاريخ خود مىنويسد : « اسكندر با احترام به بعضى از عادات و اخلاق ايرانيان مىنگرد و صريحا به مقدونيهاى سركش مىگويد كه ما نبايد اخلاق و عادات خودمان را بر خارجيها تحميل كنيم ، بلكه بايد بعضى اخلاق و عادات آنها را هم بپذيريم . »
روش سياسى اسكندر
اسكندر در ادارهء امور كشور از روش كار و افكار شاهان هخامنشى تبعيت مىكرد . هنگام تسخير بابل و مصر به خدايان و مقدسات مذهبى مردم احترام گذاشت و با اين سياست ، محبت مردم را به خود جلب نمود .
هامش
( 17 ) . تاريخ فلسفهء غرب ، پيشين ، ص 601 .
( 18 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 211 .