خود به پيشرفت نظامى ادامه داده وارد تخت جمشيد گرديد . در اينجا مانند شوش اسكندر گنجينهاى گرانبها به دست آورد . چهار ماه در اين شهر اقامت گزيد و چند سفر جنگى براى سركوبى كوهستانيان انجام داد و از مقر كورش ديدن نمود . اسكندر پس از آنكه به استخر پايتخت سلاطين هخامنشى وارد شد ، « 120 هزار تالان معادل با 28 ميليون و دويست و نود هزار پوند ، و غنايم ديگر به دست آورد . بطورى كه پلوتارك مىنويسد ده هزار گارى قاطرى و پنجهزار شتر براى حمل و نقل اين خزاين لازم بود . » « 11 »
پس از آنكه پاسارگاد به تصرف قواى اسكندر درآمد ، « قصور عاليهء پرس پليس طعمهء حريق گرديد و به قتلعام سكنه فرمان دادند . آريان مىنويسد كه اين عمل تلافى خطاهايى بود كه پارسيان در يونان بويژه در آتن مرتكب شده بودند . . . عدهء زيادى از اسراى يونانى در استخر ، حضور فاتح آمده و نالههاى آنها براى انتقام ، طبعا لشكريان را به اين كار واداشته است . » « 12 » برخى از دانشمندان اين حريق را غير ارادى و نتيجهء عدم احتياط و بادهنوشى وحشيانهء اسكندر و يارانش دانستهاند ، درحالىكه « آندرهگدار » و مرحوم پيرنيا اين عمل سفيهانهء انتقامآميز را ، تعمدى و محصول ارادهء اسكندر دانستهاند .
فجايع اسكندر در تخت جمشيد
بطورى كه از نوشتههاى امستد برمىآيد :
اسكندر پس از آنكه به تخت جمشيد راه يافت ، گنجهاى هنگفت زر و سيم سلاطين هخامنشى را به يغما برد . ارزش يكى از گنجها به 120 هزار قنطار سيم برآورد شده . اسكندر به بالشتگاه شاه روى آورد و پنجهزار قنطار زر بالاى تخت شاه را ربود و سپس از زيرپايى شاه سه هزار قنطار زر به خزانهء خود فرستاد . همچنين تاك زرين كه خوشههاى آن از گرانبهاترين گوهرها ساخته شده بود به دست اسكندر افتاد . سربازان اسكندر ، مانند پيشواى خود ، به غارت سكنهء تخت جمشيد مشغول شدند . بنا به گزارشها و مدارك تاريخى ، تخت جمشيد ، توانگرترين شهر در جهان بود ؛ حتى خانههاى خصوصى از چيزهاى گرانبهايى كه در دوران قدرت پارسيان گردآمده بود ، پر بود . سپاهيان اسكندر مردم را بيرحمانه مىكشتند ، زنها را به بردگى مىبردند ، و مقدونيها بر سر تاراج گنجها و منابع گوناگون با يكديگر مىجنگيدند .
به قول امستد : « اسكندر براى آنكه به بدنامى خود بيفزايد در نامههايش مىباليد كه چگونه فرمان كشتار عام اسيران پارسى را داده بود . . . » در ايام اقامت در تخت جمشيد اسكندر به « پارسهگرد » رفت و گنجهاى كورش را ضبط نمود . سپس به بزرگترين تباهكارى تاريخى خود دست زد و اعلام كرد كه تصميم دارد ساختمان تخت جمشيد را ، به كينهتوزى ويرانى آتن ، خراب سازد . امستد مىنويسد :
پارمنيون به اين جهادگر جوان سفارش كرد كه آنها را از آسيب نگهدارد . او پافشارى نمود كه درست نيست اسكندر مال خود را تباه سازد ، و گفت كه اگر
هامش
( 11 و 12 ) . تاريخ ايران ، پيشين ، ص 349 .