نوبت به « فديمه » رسيد كه با مغ همبستر شود . . . » اين امر حكايت از عادات و رسومى دارد كه در حرمسراى مشرقزمينيان و اندرون اعيان آن زمان معمول بوده ، چه زنان پادشاهان متعدد بودند و پادشاه ، بنوبت هرشب با يكى از آنها همبستر مىشده است . » « 286 »
از راه و رسم عروسى و مقررات و سنتى كه در آن دوران در بين مردم عادى معمول بوده است اطلاعى نداريم و نمىدانيم در زناشوييهاى آن دوره به رضايت زوجين تا چهاندازه توجه مىكردند و مسألهء مهريه و جهيزيه براى عروس و داماد و والدين آنها به چه صورت مطرح بوده است . طبق نظر هرودت پارهاى از عادات ناپسند مانند لواط را ايرانيان از يونانيان آموختند .
گزنفون در كتاب هشتم ، فصل پنجم ، از ملاقات كورش و سياكزار سخن مىگويد و مىنويسد : « پسازآنكه كورش هداياى فراوان به سياكزار داد ، سياكزار هدايا را قبول كرد و به دست دختر خويش ، تاجى از زرناب و دستبند و گردنبند و جامهء فاخر مادى به كورش تقديم كرد . چون دختر شاه تاج را بر فرق كورش نهاد ، سياكزار گفت : كورش ، اين دختر من است و تمنايم اين است كه او را به زنى بپذيرى . پدرت نيز دختر پدرم را به زنى گرفت و تو از بطن او به دنيا آمدى . اين دختر همان طفلى است كه چون تو كودك بودى با او بازى مىكردى . . .
كورش جواب داد : سياكزار من به ارزش اين موهبت و اهميت اين اتحاد و يگانگى به خوبى واقفم ، اما قبل از اينكه جواب قطعى به دو بدهم ، لازم مىدانم رضايت خاطر پدر و مادرم را فراهم سازم . بااينحال به دختر سياكزار تحفه و هداياى بسيار نفيس و زيبا داد . . . » « 287 »
جشن تولد
برپاداشتن آيين جشن تولد يكى از رسوم ديرين ايرانيان است .
هرودت دربارهء اين جشن و مراسم آنچنين مىنويسد :
پارسها عادت دارند كه روز تولد خود را چشن بگيرند . در آن روز آنها حق خود مىدانند كه غذايى مطبوعتر از غذاى روزهاى ديگر صرف كنند . اعيان و اغنيا گاو و يا اسب يا شتر و يا خرى مىكشند و آن را يكپارچه در اجاقهايى بزرگ كباب مىكنند . اشخاص بىچيز و فقير به حيوانات كوچكتر قناعت مىكنند .
پارسها معمولا غذاى مقوى سنگين كمتر مىخورند و بيشتر به غذاى سبك علاقه دارند . . . پارسها به شراب بسيار علاقه دارند . آنها حق ندارند در حضور ديگرى استفراغ و يا ادرار كنند . . . وقتى درميان مستى و ميگسارى تصميمى دربارهء مسألهاى اخذ مىكنند فرداى آن روز صاحبخانه . . . بار ديگر قبل از صرف غذا به حال گرسنه موضوع را مطرح و اخذ رأى مىكند . . . « 288 »
ظاهرا طبقات ممتاز روز تولد را همه ساله جشن مىگرفتند . كورش ضمن گفتگو با استياك به وى مىگويد : « روزى كه بمناسبت عيد تولدت به دوستانت ضيافت دادى ، من به خاطر دارم كه ساكاس شراب مىريخت . » « 289 »
هامش
( 286 ) . تاريخ هرودت ، ج 3 ، پيشين ، ص 89 .
( 287 ) . كورشنامه ، پيشين ، ص 316 .
( 288 ) . تاريخ هرودت ، پيشين ، ج 1 ، ص 217 .
( 289 ) . ايران باستان ، پيشين ، ص 252 .