عدم اطاعت اين است كه سر و دستهاى مقصر را بريده بدنش را دور مىاندازند .
جوانان قبل از طلوع آفتاب برمىخيزند . . . آنها را به دستههاى 50 نفرى تقسيم مىكنند و هردسته را به پسر يك پادشاه يا پسر يك والى مىسپارند ، و او به آنها تعليماتى مىدهد و از آنها مىپرسد و آنها را به كارهاى دشوار و تحمل مشكلات عادت مىدهد .
غذاى روزانهء جوانان بعد از ورزش ، نان و شيرينى و بولاق و نمك و عسلى است كه مىپزند و آشاميدنيشان همان آب است . هنگام شكار از پشت اسب زوبين را به طرف شكار پرتاب مىكنند و يا تير از كمان و يا سنگ از فلاخن رها مىكنند .
عصرها با نشانيدن درختان تازه و بريدن شاخهها و ريشهها و آماده كردن سلاحها و صيد و شكار ، عمر خود را سپرى مىكنند .
اين جملات افلاطون نيز حكايت از روش تعليم و تربيت در ايران باستان دارد : « ايرانيان فرزندان زمين سخت و ناهموارند . زمين سخت و ناهموار ، مادر درشتى و سختى است و نژادى نيرومند و توانا مىپرورد كه مىتواند در زير آسمان زندگى كند و بيخواب و خورش ، روزها به سر برد و با دشمنان بجنگند . » « 275 »
نرمش و انعطافپذيرى ايرانيان از ديرباز نظر جهانيان را به خود جلب كرده است .
هرودت مىنويسد : « ايرانيان خود را از هرحيث بهتر از همهء ملل مىدانستند و با اينهمه ، از همهء ملل بيشتر آداب خارجى را استقبال مىكردند ؛ چنان كه لباس پوشيدن ماديها را تقليد مىكردند و به هنگام كارزار از مصريان زره را به عاريت مىگرفتند . كارهاى آنان در امور تجملى متنوع و همگى عاريه بود . و در اين جملهها به طرز لطيفى تحسين و سرزنش باهم آميخته است . » « 276 »
گزنفون در كورشنامه مىنويسد : « شما ايرانيان ، بيش از همهء مردمان ديگر ، در انديشهء آن هستيد كه در هيچ لذتى افراط نكنيد ، و من اين را از آن جهت مىدانم كه ديدهام . » « 277 » وى در جاى ديگر مىنويسد :
فرد ايرانى تربيت شده ، با نگاه حسرتآميز يا حركت حاكى از ولع در برابر خوردنى يا نوشيدنى ، هوسناكى يا هيجانى از خود نشان نمىدهد ، بلكه حضور ذهن خود را چنان حفظ مىكند كه گويى اصلا بر سر سفره ننشسته است . . . در سر سفره ، تنها از مطالبى پرسش مىكردند كه ديگران پرسش درآنباره را درست مىدانستند . . . در مسخرگيهاى خود ، از هراهانت و دشنام و هرحركت نابجا و گفتن سخنهاى تلخ نسبت به يكديگر خوددارى مىكردند . « 278 »
هرودت مىنويسد :
ايرانيان از پنجسالگى تا بيستسالگى به فرزندان خود جز سه چيز نمىآموزند ؛
هامش
( 275 ) . قوانين ، پيشين .
( 276 ) . ميراث ايران ، پيشين ، ( مقالهء لاكهارت ) ص 486 .
( 277 و 278 ) . كورشنامه ، پيشين ، كتاب چهارم ، فصل اول .