تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
نوكران فرعون كه مشايخ خانهء وى بودند و جميع مشايخ زمين مصر با او رفتند و همهء اهل خانهء يوسف و برادرانش و اهل خانه پدرش جز اطفال . . . به خرمنگاه « اطاد » كه آنطرف اردن است ، رسيدند و در آنجا مدت هفت روز ماتمى عظيم برپا كردند و يوسف پس از دفن پدر با برادران و همراهان به مصر برگشت .

منابع تاريخى

تاريخ باستانى ايران منابع و مآخذ گوناگون دارد و در سايهء كوششهاى مداوم باستانشناسان در شرق نزديك ، هرروز در اثر حفريات ، اسناد و مدارك جديدى بر منابع موجود افزوده مىشود . مهمترين و موثقترين منابع تاريخى باستانى ايران كتيبه‌هاى هخامنشى است كه به زبان پارسى باستانى نوشته شده است . علاوه‌براين كتاب اوستا كه حاوى تعاليم دين زرتشتى است ، بسيارى از خصوصيات اجتماعى و اقتصادى سكنهء نجد ايران را در عهد باستان روشن مىكند . كتيبه‌هاى ميخى آشورى و بابلى ضمن توصيف لشكركشيهاى سلاطين ، جسته‌جسته مطالبى كه نمودار اوضاع نظامى ، اقتصادى و اجتماعى آن دوران است ، به دست مىدهد . از قرن پانزدهم سياحان و جهانگردان اروپايى به ويرانه‌هاى تخت جمشيد و برجستگيها و نوشته‌هاى نقش رستم توجه كردند ؛ حتى شاردن « 295 » نسخه‌اى از كتيبه‌هاى فارسى باستان را با خود به اروپا برد . غير از اسناد و مدارك سابق الذكر ، نوشته‌هاى مورخان يونانى به روشن كردن مناظرى از اوضاع سياسى و اجتماعى آن دوران كمك مىكند . عصر پريكلس درخشنده‌ترين دوران تاريخى يونان باستان است . در اين دوره تحت شرايط خاص اقتصادى و اجتماعى ، در تمام زمينه‌هاى علمى و فرهنگى شخصيتهاى بزرگى در يونان ظهور كردند و جمعى شاعر ، فيلسوف ، دانشمند ، مورخ ، درام‌نويس و نويسنده آثار و افكارى از خود به يادگار گذاشتند كه اكنون پس از گذشت دهها قرن هنوز تازگى و طراوت خود را از دست نداده است . از حدود قرن پنجم قبل از ميلاد به‌بعد ، نه تنها در زمينه‌هاى علمى و فلسفى دانشمندانى چون طالس ملطى و فيثاغورس و سقراط و افلاطون و ارسطو پا به عرصهء ظهور گذاشته‌اند بلكه مورخان زبردستى نظير هرودت و توسيديد و كتزياس و پلوتارك و گزنفون به توصيف اوضاع اجتماعى و شرح وقايع و لشكركشيهاى مهم آن دوران مبادرت كرده و از اين راه به روشن كردن قسمتى از حيات سياسى و اجتماعى مردم ايران‌زمين كمك كرده‌اند . داندامايف در پيرامون منابع تاريخى هخامنشى تحقيقات گرانبهايى كرده است ، به نظر او : غير از اسناد و مدارك ادارى و اقتصادى عيلام ، و اسناد بازرگانى و معاملاتى بابل ، و نوشته‌هاى آرامى ، و اخبار و اطلاعات تاريخى مصر و حدود دجله و فرات و يهود و كتيبه‌هاى شاهان هخامنشى و كتب مذهبى بنى اسرائيل و آثار و كتب تاريخى يونانيان ، از نامه‌هايى خطاب به ساتراپها ( متضمن شكايات مردم ) ، فرامين حقوقى ، فرامين مربوط به آزادى برده‌ها ، اسناد ادارى ، مكاتبات رسمى مأمورين و مقامات عاليرتبه ايرانى ، مكاتبات جنگجويان مهاجر الفانتين به نامهاى
هامش
( 295 ) .Chardin
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 524 | مرتضى راوندى