پرسيد كه به چه قيمتى حاضرند پدر خود را پس از مرگ تناول كنند ، آنها به اعتراض پاسخ دادند به هيچ قيمتى حاضر به انجام اين عمل نمىباشند . پس داريوش هندوهايى را كه « گاتى » نام دارند و رسم آنها چنين است كه پدر و مادر خود را مىخورند ، به حضور طلبيد و از آنها پرسيد كه به چه قيمتى حاضرند جسد پدر خود را در آتش افكنند ، هندوها از تعجب فريادى از حلقوم خارج كردند و مصرا از او خواستند كه سخن كفرآميز نگويد . « 266 »
قبل از آنكه از خصوصيات اخلاقى ايرانيان سخن گوييم نظرى اجمالى به وضع اخلاقى و اجتماعى ديگر ملل مىافكنيم :
هرودت در جلد پنجم و ششم تاريخ خود از اهالى « تراكيه » و آدابورسوم آنها صحبت مىكند و مىگويد آدابورسوم « تروسها » بجز در موضوع تولد و مرگ با آدابورسوم ديگر مردمان تراكى يكى است .
. . . وقتى طفلى به دنيا مىآيد پدر و مادر و بستگان اين مخلوق كوچك ، گرداگرد او مىنشينند و براى ناملايماتى كه ازاينپس طفل بايد بمحض تولد متحمل گردد ، زارى مىكنند و تمام دردها و رنجهاى انسانى را براى او برمىشمارند .
آنان مردگان خود را با شادى و شعف به خاك مىسپارند و عقيده دارند كه آنها از چنگال مصائب نجات يافتهاند و با سعادت و كاميابى مطلق قرين گرديدهاند .
اما خصوصيات مردمانى كه در شمال « كرستونى » سكونت دارند ، چنين است كه شرح مىدهم : هريك از مردمان اين اقوام چند زن انتخاب مىكنند . وقتى يكى از اين مردان بميرد ، بين زنان او براى تعيين آنكس كه از همه بيشتر محبوب مرده بوده مشاجرهء شديدى آغاز مىشود و دوستان آنان با شور و اشتياق فراوان در اين بحث شركت مىكنند . سرانجام آنكس را كه بين آنان به اين عنوان افتخار يابد بر روى قبر شوهر مىبرند و در آنجا ، درحالىكه مردان و زنان از هرسو به او تبريك مىگويند او را به دست آنكس كه از همه به او نزديكتر است به قتل مىرسانند ، جسد او را در كنار جسد مرد ، در همان محل دفن مىكنند . زنان ديگر كه خود را مصيبتزده مىدانند ، سخت اندوهگين مىشوند . . . مراسم دفن مردگان در خانوادههاى ثروتمند چنين است كه شرح مىدهم : جسد را مدت سه روز در هواى آزاد قرار مىدهند ، در همان حال انواع و اقسام قربانيها ذبح مىكنند و پس از زارى و شيون ، ضيافت بزرگى ترتيب مىدهند و آنگاه به مراسم دفن مىپردازند . اين مراسم گاهى به صورت دفن جسد در خاك است و گاهى به صورت سوزانيدن و جمعآورى خاكستر آن . آنگاه تلى از خاك براى مرده برپا مىكنند و بازيهاى متنوع ترتيب مىدهند كه بهترين جوايز آن پس از انجام يك نبرد
هامش
( 266 ) . تاريخ هرودت ، ج 3 ، پيشين ، ص 150 .