تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
شگفت‌انگيز اعطاء مىشود . چنين است مراسم تشييع و دفن مردگان در تراكيه . « 267 » هرودت در تاريخ خود ضمن توصيف خصوصيات اخلاقى « ناسامون » ها مىنويسد : « وقتى يكى از مردان ناسامون براى بار اول ازدواج مىكند ، رسم چنين است كه عروس او در شب اول به نوبت ، به تمام ميهمانان نزديك مىشود و هريك از ميهمانان ، پس‌ازآنكه كام دل از او برگرفت ، هديه‌اى را كه با خود از خانه آورده است ، تقديم مىكند . » « 268 » هرودت در جاى ديگر از خصوصيات اخلاقى « ژندان » ها سخن مىگويد و مىنويسد : « . . . زنان آنان با رعايت ترتيب زير ، تعدادى حلقهء چرم برپا مىكنند : هريك از زنان به تعداد مردانى كه با او رابطه دارند حلقه‌اى برپا مىافكند . هركس كه حلقه‌هاى بيشترى برپا داشته باشد لايقتر از ديگران است ، زيرا محبوب تعداد بيشترى از مردان بوده است . » « 269 » همچنين هرودت ضمن گفتگو در پيرامون اخلاقيات افريقاييان صحرانشين دربارهء قوم « اوس » چنين مىنويسد : « زنان بين آنان مشتركند ، زيرا آنان ازدواج نمىكنند و با زنان مانند حيوانات مقاربت مىكنند . هر وقت زنى بچه‌اى بزايد ، سه ماه بعد از تولد ، مردان قبيله را در محلى گرد مىآورند و بچه را با آنان روبرو مىكنند و به هركس كه شباهت داشته باشد ، فرزند او شناخته مىشود » « 270 » در جاى ديگر مىنويسد : « صحراگردان افريقا ، به استثناى ناسامونها در موقع دفن مردگان خود همان اعمالى را انجام مىدهند كه يونانيان انجام مىدهند . ناسامونها مردگان خود را در حال نشسته دفن مىكنند و مراقب هستند كه محتضر را در لحظهء مرگ بر روى پا بنشانند تا خوابيده به پشت نميرد . » « 271 » اينها بود نمونه‌هايى از عادات و رسوم كهنترين اقوام در عصر هرودت . از اصول تعليم و تربيت و اخلاق و عادات طبقهء متوسط و محروم اجتماع ايرانى در عهد باستان اطلاع دقيقى نداريم . بطورى كه از آثار مورخان يونانى استنباط مىشود ، طبقات ممتاز در سرزمين پارس تحت اصول و آيين خاصى تربيت مىشدند . گزنفون مورخ و متفكر يونانى كه در عهد هخامنشيان به ايران سفر كرده است ، راجع به روش تعليم و تربيت جوانان در آن دوره چنين مىنويسد : اطفال به مكتب مىرفتند تا ادب بياموزند و رؤسا و مراقبينشان اكثر اوقات روز مراقب حال آنان بودند و قضاوت و عدالت را ميان آنها مجرى مىداشتند ، زيرا در بين اطفال نيز مانند اشخاص مسن همان اتهامات دزدى و خدعه و بيحرمتى و حيله و ناسزاگويى و اين قبيل ذمائم اخلاقى وجود دارد ، و اگر طفلى مرتكب اين نوع تقصيرات مىشد پس از ثبوت جرم ، مجازات مىشد . ولى اگر كسى بهتان ناروايى به ديگرى وارد مىساخت و از عهدهء اثبات آن برنمىآمد ، دچار مجازات مىشد . . . وقتى مىديدند طفلى در برابر احسان از حقشناسى و نگهداشتن حرمت ولينعمت خود سرباز زده است ، سخت تنبيه مىشد . . . بايد توجه داشت كه
هامش
( 267 ) . همان ، ج 5 و 6 ، پيشين ، ص 7 و 8 . ( 268 ) . همان ، ج 4 ، ص 217 . ( 269 ) . همان ، ص 219 . ( 270 و 271 ) . همان ، ص 222 و 228 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 516 | مرتضى راوندى