حقشناسى پيوسته همراه با وقاحت و بيشرمى است . . . اطفال را به اعتدال مزاج خو مىدادند . علت توجه اطفال به اين خصلت اين بود كه بزرگتران را بدين خصلت متصف مىديدند . . . و طاعت و وظيفهشناسى منحصر به اطفال نبود ، بلكه بزرگتران نيز موظف بودند كه حرمت مهتران خود را نگهدارند . . . به اطفال آداب غذا خوردن و نوشيدن مىآموختند ، آنان را به قناعت در مصرف خوراك تشويق مىكردند . در واقع بزرگتران نيز بدون اجازهء مربيان خود بر سر غذا نمىنشستند . علاوهبراين اطفال مجاز نبودند با مادران خود غذا بخورند ، بلكه در خدمت مربيان و در ساعاتى كه مقرر نموده بودند صرف غذا مىكردند . اطفال از خانهء خود نان و سبزى و همچنين ظرفى براى نوشيدن آب مىآوردند . هر وقت تشنه مىشدند آب از رودخانه مىآشاميدند . علاوهبراين تيراندازى و پرتاب نيزه اجبارى بود . اين بود مجملى دربارهء آداب و تعاليمى كه اطفال از آغاز كودكى تا سن شانزدهسالگى مىآموختند و از اين سن به بعد وارد جرگهء بالغان مىشدند . « 272 »
سپس گزنفون مىنويسد :
اطفال پس از سن بلوغ به پاسدارى و مراقبت بناهاى دولتى و خدمات عمومى مىپرداختند و هرماه چندبار در ركاب شاه حركت مىكردند . در اين موقع كمان و تركشى در كمر و شمشيرى در غلاف يا خنجرى همراه خود داشتند .
علاوهبراين سپرى از نى و دو نيزه با خود برمىداشتند كه يكى را پرتاب كنند و ديگرى را در صورت ضرورت به دست گيرند . شكار در نظر ايرانيان مكتب جنگ و ميدانى براى فراگرفتن فنون حربى است . جوانان را عادت مىدهند كه صبح زود از خواب برخيزند ، از تحمل سرما و گرما بيمى به خود راه ندهند ، به پيادهروى عادت كنند ، در اسبسوارى ماهر باشند و بر گردهء اسب تيراندازى كنند و در پرتاب نيزه در حين تاخت ، جلد و چالاك باشند . جوانان چون به عزم شكار رهسپار مىشدند دو نوبت غذا با خود برمىداشتند . گاه جيرهء يك روز خود را در ظرف دو روز صرف مىكردند تا به پيشامدهاى جنگى خو بگيرند و در صورت ضرورت بردبارى و تحمل داشته باشند و بر خلاف پارسيها كه خود را به قناعت و تمرينهاى دشوار عادت مىدادند ، طبقات مرفه و ممتاز در سرزمين ماد ، عادت داشتند كه لباس ارغوانى و رداى بلندى بر تن بپوشند و گردنبندهاى متعدد بر گردن و دستبندهاى مزين به دست بياويزند . درصورتىكه پارسيها . . . داراى جامههايى بغايت ساده هستند و در رسوم و آداب صحبت خيلى ساده ، و عارى از اين قبيل تجملات مىباشند . « 273 »
استرابون « 274 » ضمن گفتگو از خصوصيات اجتماعى و اخلاقى پارسيان مىگويد :
. . . پارسيان را شاهانى كه سلطنتشان ارثى است اداره مىكنند . مجازات
هامش
( 272 ) . كورشنامه ، پيشين ، ص 6 به بعد .
( 273 ) . همان ، ص 11 .
( 274 ) .Strabo( 63 ق . م . تا 20 ب . م . ) جغرافيادان و مورخ يونانى .