تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
چيزى كه همه متفق القولند اين است كه ايرانيان تقليد صرف نكرده‌اند ، بلكه بنا به ذوق و سليقهء ايرانى خود ، تغييراتى در اصل داده و اغلب زيباتر و ظريفتر ساخته‌اند . دربارهء ميزان توليدات صنعتى و معدنى و تعداد كارگرانى كه در صنعت به كار اشتغال داشتند ، اطلاعات كافى نداريم . « اگر در جامعه‌اى طبقهء صنعتگر را يك طبقهء مشخص در كادر طبقات اجتماعى شناخته باشند تا حدودى مىتوان احتمال داد كه اولا تعداد افراد وابسته به اين طبقه قابل ملاحظه بوده و در نتيجه توليدات صنعتى نقش بىاهميتى در اقتصاد آن جامعه نداشته است . » « 264 »

اخلاق و عادات و رسوم مردم در عهد هخامنشيان

تغييرپذيرى اخلاقيات

اخلاق و عادات و رسوم و مذهب و ديگر پديده‌هاى فكرى انسان در طول تاريخ ، همواره در تغيير و تحول بوده است . به قول ويل دورانت : . . . هر عمل كه از لحاظ اخلاق زشت محسوب مىشود ، روزى در ميدان تنازع بقا عنوان فضيلت داشته و آن روز كه اوضاع و احوالى كه آن را موجب مىشده از بين‌رفته ، اين فضيلت هم عنوان رذيلت پيدا كرده است . . . يكى از هدفهاى اساسى قانونگزارى اخلاقى آن است كه تمايلات طبيعى بشر را كه تغييرناپذير يا تقريبا تغييرناپذير است با احتياجات زندگى اجتماعى كه دايما در تغيير است متناسب و هماهنگ سازد . . . بطور كلى بايد گفت كه بيشرافتى و خيانت با مدنيت متولد مىشود ؛ چه در اين هنگام است كه تردستى و چابكى مورد ستايش قرار مىگيرد و چيزهاى دزديدنى فراوان مىشود و تعليم و تربيت نيروهاى عقلى را به راههاى خوب و بد مسلط مىسازد . در همان حين كه مالكيت ، ميان ملل ابتدايى پيش مىرفت ، دزدى و دروغ نيز پابه‌پا همراه آن بود . « 265 » هرودت پدر تاريخ در حدود پانصد سال قبل از ميلاد در اثر گرانقدر خود به نمونه‌هايى از عادات و رسوم بشر در عهد كهن اشاره مىكند و ازجمله مىنويسد : « اگر تمام مردم را آزاد گذارند و از آنها بخواهند كه پس از دقت بهترين قوانين را انتخاب كنند ، هركس قوانين قوم خود را انتخاب مىكند . تا اين اندازه هركس اطمينان دارد كه قوانين كشور او بهترين قوانين است . . . » براى تشخيص اينكه اين گونه احساسات نسبت به عادات و رسوم شخصى ، تا چه‌اندازه در وجود مردمان ريشه‌دار است موارد زيادى را مىتوان شمرد ، يكى از اين موارد كثير چنين است : داريوش در زمان سلطنت خود ، روزى اطرافيان يونانى خود را به حضور طلبيد و از آنها
هامش
( 264 ) . مهندس زاوش ( مقاله ) ، مجلهء اطاق صنايع ، شمارهء 21 ، ص 54 . ( 265 ) . تاريخ تمدن ( كتاب اول - بخش اول ) ، پيشين ، ص 380 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 514 | مرتضى راوندى