اسناد و مدارك فراوان تاريخى نشان مىدهد كه در ايران از دورهء ماديها به بعد صنعت نساجى وجود داشته است . گزنفون در كتاب تربيت كورش مىنويسد : « پارسيها در لباس و تجمل و شكوه از ماديها پيروى كردهاند . »
لباس پارسيها و سربازان در حجاريهاى تخت جمشيد و شواهد فراوانى كه مورخان يونانى در اختيار ما گذاشتهاند ، حكايت از توجه طبقات مرفه به لباس ، در دورهء هخامنشيان دارد . هرودت در قرن پنجم ق . م . از علاقه و توجه ماديها به انواع لباس و تزيينات سخن مىگويد : « آريان » مورخ قرن دوم مىنويسد : « بستر كورش از زر ناب است ، به اضافه تابوتى زرين دارد . آرامگاه پوشيده از پارچههاى گرانبهاى ساخت بابل و قاليهاى ظريف ارغوانى است . شنل شاهنشاه و البسهء ديگر رنگارنگ و ساخت ماد بوده است . »
گفتههاى پلوتارك و گزنفون و ديگران جملگى از لباسهاى مجلل و زيباى سلاطين هخامنشى حكايت مىكند . متأسفانه از لباس و پوشاك طبقات متوسط و محروم جامعهء ايرانى در آن دوران اطلاعى نداريم .
مواد اوليهء صنعت نساجى غير از الياف كتان و پنبه ، پشم گوسفند و شتر و موى بز بود . بعضى از مورخين با توجه به قطعه فرشى كه اخيرا در پازيريك به دست آمده است ، حدس مىزنند كه قالى براى نخستينبار در ايران و بين النهرين بافته شده است .
از صنايع چوبى در دورهء هخامنشى اطلاع زيادى در دست نيست . بنا به گفتهء مورخان ، علاوه بر كشتى و سورتمه و ارابه و منجنيق و قلعهكوب ، كه قسمت اعظم آن از چوب بود ، سقف ساختمان كاخهاى هخامنشى و در و پنجرهء قصور و عمارات نيز از چوب بود .
درها روى پاشنههاى سنگى حركت مىكرد و بطورى كه از ترجمهء لوحههاى گلى شمارهء 20 و 24 و 26 تخت جمشيد برمىآيد در آن دوره كارهاى هنرى روى چوب ، نظير منبتكارى معمول بوده است .
از عاج و استخوان و شاخ حيوانات اشيايى از قبيل دگمه ، جعبه ، گيلاس مشروبخورى و غيره مىساختند . پروفسور پوپ در كتاب شاهكارهاى هنر ايران مىنويسد : « حكاكى روى عاج ازجمله صنايع اين عهد بوده و استوانهاى از عاج كه روى آن حكاكى شده به دست آمده است كه بسيار زيباست . »
« در مورد صنايع فلزكارى ، استخراج معادن و ذوب فلزات ، ايران در دورهء هخامنشى و قبل از آن از نظر تكنولوژى كشورى پيشرفته بود و كيفيت اين كالاها در ايران نسبت به كالاهاى مشابه ساخت كشورهاى ديگر مرغوبتر بوده است . تئودور ورتيم « 262 » معتقد است ، مس را اهالى سيلك قبل از مصريان ساختهاند . » « 263 » بطور كلى بايد قبول كرد كه هنر و صنعت دوران هخامنشى از نفوذ تمدنهاى مصر ، بابل ، آشور ، كلده ، اورارتو ، ماد ، عيلام ، يونان متأثر بوده و قسمت زيادى از كارهاى هنرى و صنعتى تحت نفوذ اين تمدنها قرار گرفته است ولى
هامش
( 262 ) .T . Wertime( 263 ) . مهندس زاوش ، « نگاهى به تاريخ صنايع ايران » ، ( مقاله ) ، در مجلهء اطاق صنايع ، شمارهء 22 ، ص 103 .