مىكردند . براى روشن كردن معادن از پيهسوز و چراغهاى روغنى استفاده مىشد .
در ايران سنگ مس قبل از سنگهاى ديگر مورد استفاده قرارگرفته است . طبق نظر محققين ، استفاده از مس بوسيلهء چكشكارى مس ناتيف ، اوايل هزارهء پنجم ق . م .
شروع گرديد و از اوايل هزارهء چهارم مس ناتيف را ذوب كردهاند . تهيهء آلياژهاى مس در نيمهء دوم هزارهء سوم حدود 2400 ق . م . شروع گرديده است . قديميترين اين كورهها به نظر متخصصين ، كورهء « تل ابليس » در حوالى « بردسير » كرمان و دومى « تل آتشى » نزديك بم است . ذوب سنگهاى سرب در هزارهء سوم و شايد كمى قبل از آن در ايران شروع شده است . سرب در ايران زودتر از قلع شناخته - شده است و قسمتى از مفرغهاى به دست آمده داراى مقدارى سرب و نيكل است .
ذوب سنگهاى آهن در ايران در هزارهء اول قبل از ميلاد شروع شده و به احتمال قوى اولينبار كورههاى ذوب در « دلفارد » نزديك جيرفت شروع به كار نموده است . صاحبان معادن اكثرا بردهداران و يا رؤساى قبايل بودند و بردگان و اسرا در شرايطى دشوار و طاقتفرسا براى آنها كار مىكردند . كارهاى سبكتر بوسيلهء بچهها انجام مىشد و آنها سنگهاى استخراج شده را بوسيلهء زنبيلهايى كه از الياف و برگ خرما درست شده بود از زمين به بالا مىآوردند . « 259 »
پارچهبافى در عهد باستان
« . . . پيدايش دوكهاى نخريسى سنگى و سفالى در بسيارى از تپههاى ماقبل تاريخ نقاط مختلف ايران نمايشگر آگاهى مردم به فن ريسندگى و بافندگى است . يك ميلهء مسى در « تپه حصار » دامغان مربوط به حدود سه هزار سال پيش از ميلاد پيدا شده كه كاوشگران آن تپه ، آن را ميلهء مخصوص ريسندگى دانستهاند كه با آن نخهاى نازك را مىتابيدند . آرياها نيز كه در خلال هزارهء دوم پيش از ميلاد به اين سرزمين آمدند و متوطن شدند خود از هنر پارچهبافى و قالىبافى اطلاع داشتند و كثرت دامهايشان بالطبع مواد اوليهء كافى و خوب را براى اين منظور فراهم ساخته بود .
در دورهء هخامنشيان در رشتهء قالىبافى و پارچهبافى ايرانيان پيشرفت كردند . به قول گزنفون « پارسيها در لباس و تجمل و شكوه از ماديها پيروى كرده و قاليهاى آنها را به كار مىبردند . » « 260 » كاوش باستانشناسان شوروى در تپهء پازيريك نشان داد كه بافندگى و قالىبافى در عهد هخامنشى رو به پيشرفت بود . و اين فن در دورهء پانصد سالهء حكومت اشكانى همچنان به حيات خود ادامه مىداد . « پلين » تاريخنويس رومى مىنويسد : « قاليچههاى ايران از رنگهاى مختلف به بهاى گزاف فروخته مىشد و زينتبخش كاخهاى روم بوده است . » « 261 »
هامش
( 259 ) . تلخيص از : مهندس زاوش ، معدنكارى و كانشناسى در ايران ، نشريهء كانون مهندسين سال 24 ، شمارهء 38 ص 44 به بعد .
( 260 ) . على سامى ، « بافندگى و بافتههاى ايران » ، مجلهء بررسيهاى تاريخى ، ص 2 به بعد .
( 261 ) . ايران باستان ، ص 2698 .