نباتات پنهان است ، آتشى كه در ابر است يعنى صاعقه و آتشى كه در بهشت در حضور اهورامزدا مىسوزد ؛ و اين نوع پنجم مقام و منزلت بيشترى داشته است . . .
در آتشكدهها روحانيون ادعيهء مقرر پنجگاه روز و تمام اعمال مذهبى را بهجا مىآوردند . خصوصا هنگام اعياد ششگانهء سال كه گاهان بار ناميده مى - شد و در فصول معينى انجام مىگرديد ، جشن جنبهء باشكوهى مىگرفت . اشخاصى كه در زمرهء روحانيون نبودند همچنين آنان كه در آتشكدهها راه داشتند مكلف بودند به آن مقام رفته دعا و نيايش آتش را بخوانند . مردم معتقد بودند كه هركس در روز سهبار به آتشكده برود و دعاى آتش و نيايش را بخواند صاحب ثروت و فضيلت مى - شود . منظرهء اتاقهاى تاريك كه آتش در آتشدان افروخته بود و آلات فلزى در پهلوى آتش مىدرخشيد و ظرفها و هاونها و انبرها و برسمدان در آنجا قرار داشت و آواز طولانى روحانيون كه گاهى به صداى بلند و لحن دلكش و گاهى با آهنگ پست زمزمه مىكردند و صورت ادعيه را به اندازهء دفعاتى كه براى هروقت مقرر بود تلاوت مىنمودند ، حضار و مؤمنان را مبهوت مىكرد و به حال جذبه مىافكند .
از آتشكدههاى كشور سه آتشكده محل ستايش مخصوص بود كه در آنها سه آتش بزرگ قرار داشت ، يكى آذر فرنبغ ديگر آذرگشنسب و ديگر آذر - برزين مهر . » « 213 »
در آثار پادشاهان هخامنشى در فارس مىبينيم كه پادشاه روبروى آتشدان ايستاده است و روى مسكوكات عهد هخامنشى نقش آتشكده ديده مىشود . در دورهء ساسانيان آتشدان علامت ملى گرديده و در روى سكهء پادشاهان اين سلسله نقش شده است . هنوز هم درميان مسلمانان آثارى از عهد كهن باقى مانده و در شب چهارشنبهء آخر سال در خانهها و بازار و كوچه آتش مىافروزند و از روى آن مىگذرند و هميشه وقتى كه چراغ روشن مىشود بىاختيار به آن سلام و تعظيم مىكنند و قسم « به سوى سلمان » كه مقصد شعلهء آتش يا چراغ است ، بسيار معمول است . با اينكه مزدائيسم در لفاف عبارات پيچيده و مبهم و مقررات سخت و دشوار پوشيده نيست و ضمن مدح خدايان ، هدف اصلى آن زندگى و كار و كوشش است ، معذلك از عقايد افسانهاى و اعمال دور از عقل و منطق مبرى نيست .
زرتشت كسى است كه تا آنجا كه مىتوانسته به اصلاح آيين مزديسنا و حذف پارهاى از مقررات ناصواب قديم توفيق يافته است ، ولى پس از او مخصوصا در دورهء ساسانيان اين آيين بيشازپيش در منجلاب انديشههاى خرافى فرورفت . كريستن سن مىنويسد :
از مطالعه در رواياتى كه از نصرانيان به يادگار مانده چنين برمىآيد كه خورشيد در آيين مزديسنى ساسانيان مقام مهمى داشته است ؛ چنان كه يزدگرد دوم به اين عبارت سوگند ياد مىكند : « قسم به آفتاب ، خداى بزرگ كه از پرتو خويش جهان را منور و از حرارت خود جميع كاينات را گرم كرده است . . .
هامش
( 213 ) . ايران در زمان ساسانيان ، پيشين ، ص 187 .