تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
شايان وى در بلخ مىباشد . در آنجا شاه ويشتاسب ( گشتاسب ) را به آيين خود درآورد . 4 . گاتها ( كه قديمترين قسمت اوستاست ) جوهر مواعظ اوليهء او در بلخ است كه از روى امانت و صداقت در آن كتاب انعكاس يافته است . 5 . كيش زردشت از ايالت بلخ قديم بسرعت سراسر ايران را فراگرفت و در اواخر پادشاهى هخامنشيان در پارس ( فارس ) تسلط پيدا كرد ، لكن مسلم نيست در چه تاريخ كيش زردشت به اين قسمت از خاك ايران آمده و مردم و فرمانروايان فارس در چه تاريخ متابعت نموده‌اند . « 218 » ژ . دومزيل دربارهء رفرم زرتشت مىنويسد : زرتشت كه مرد روحانى دانشمندى بود در وضع قبلى توجيه جهان كه اعتقاد به خدايان متعدد بر روى آن استوار بود ، تغييرى نداد ، بنا به مصلحت بزرگترى ظاهرا سيستم هيرارشى عوامل و قوا را با سايه و روشن آن حفظ كرد ولى بجاى خدايان خودمختارى كه حتى گاهى در مقابل هم قرار مىگرفتند ، فقط به 6 جوهر مجرد كه درعين‌حال مظاهر خداى واحدند قائل شد . . . زرتشت كسى بود كه در جامعهء روحانى به دنيا آمده و در آن پرورش يافته بود و منافع صنفى او ايجاب مىنمود كه كوچكترين تغيير در آداب مذهبى ، بخصوص در هداياى تراديسيونى وارد نسازد . با اين‌حال زرتشت با تحير شگفت‌آورى دست به عمل زد و آداب مذهبى را از اصل دگرگون ساخت . زرتشت نه تنها مراسم قربانى را منع كرد بلكه ريختن شراب بر خاك و رسم « سوما » را نيز حذف نمود . آيين زرتشت برپايهء انديشهء نيك ، گفتار نيك و كردار نيك استوار است . « 219 » وى در جاى ديگر مىنويسد : رفرم زرتشت جنبهء اساسى و عميقى دارد . گرچه ظاهرا زرتشت در صدد پيشنهاد تشكيلات اجتماعى نوينى نيست ولى مبناى اقتصادى نوينى را طرح‌ريزى مىكند . امروز همه دراين‌باره متفق القولند كه زرتشت سيستم اقتصادى خود را در دورانى كه گروهى از آرينها از كوچ‌نشينى به صورت تخته‌قاپو درمىآمدند ، پيشنهاد نموده است و گروه مزبور از گله‌چرانى بطور ييلاق و قشلاق به دامپرورى در نقاط محصور و معين پرداختند . درست به‌همين دليل گاو به صورت وسيلهء پرارزش و قابل احترامى جلوه‌گر و از نظر مذهبى اهميت زيادى پيدا مىكند . . . زرتشت مىگويد : « شراب سكرآور كثيف » چگونه مىتواند به نيكى كمك كند ؟ گاو مرد دهقان اگر در دست صاحبش باشد مفيدتر از آن نيست كه در راه خداى بىنياز ذبح شود ؟ براستى كه افكار و تعاليم زرتشت بسيار پيشرو و شجاعانه بوده است ، ولى
هامش
( 218 ) . همان ، ص 49 . ( 219 ) . تاريخ تمدن ايران ، پيشين .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 488 | مرتضى راوندى