مىرفت . اخلاق پرهيزكارانهء مهرپرستان عظمت و شكوه بينظيرى بر آيين ميترايى مىبخشيد . پاكى و پاكيزكى كه مطلوب ايرانيان بود در مهرپرستى با رياضت و انضباط آهنين مورد علاقهء روميان درهم آميخته بود .
در حدود سال 67 پيش از ميلاد ، عرفان ميترايى براى نخستينبار به دنياى غرب راه يافت . در انتقال اسرار ميترا از آسياى صغير به اروپا عدهاى از اهالى « كليكيه » كه به دست « پمپه » شكست خورده و به اسارت رفته بودند عامل مهمى محسوب مىشدند . مهرپرستان در نيمهء دوم سدهء اول ميلادى علنا به تبليغ عقايد خود پرداخته مهرپرستى را بسرعت در هرطرف اشاعه دادند . » « 210 »
مشابهت ميترائيسم با مسيحيت
ما بين دو مذهب ميترائيسم و مسيحيت ، كه مدت 5 قرن در روم معاصر بودند وجوه مشابهت بسيار است . پيروان ميترا مانند مسيحيان معتقد بودند كه زندگى اين جهان آخرين مرحلهء وجود نيست . . . در عالم ديگر آنكه نيكوكار است به بهشت و تبهكار به دوزخ مىرود . . . ميتراپرستان و مسيحيان معتقد بودند كه ميترا واسطهء فيما بين خلق و خالق است . مسيحيان مراسم تعميد ، رسم خوردن آب و نان دستهجمعى ( عشاء ربانى ) و قاعدهء صيام ( روزه ) و روز تعطيل يكشنبه را از پيروان ميترا يا ( مهرپرستان ) آموختهاند . . . ظاهرا مسيحيت و ميترائيسم قرنها ( قريب پنج قرن ) همزيستى مسالمتآميز داشته و در يكديگر تأثير فراوان كردهاند ولى سرانجام علل و عوامل سياسى موجب شكست قطعى آيين مهر گرديد . « 211 »
ظاهرا آيين مهر ، پس از چندى از بابل به آسياى صغير و از آنجا به يونان راه يافت و با پروردگار محلى خورشيد ساخته مورد توجه و محبت عموم قرارگرفت و پس از مدتى در هند ، يعنى زادگاه اصلى خود ، مورد ستايش واقع شد . لشكركشيهاى روم به ممالك شرقى سبب گرديد كه لشكريان روم مهر را از آسيا به اروپا منتقل كنند . در اين سرزمين آيين جديد مخصوصا مورد استقبال سربازان و جنگجويان بود و مادام كه عيسويت در روم منتشر نشده بود ، اين آيين طرفداران بسيار داشت . پس از فتح كنستانتين ، پيروان عيسى قدرت يافتند و مهرپرستان را به باد سخريه گرفتند . در عهد كنستانتين كسى جرأت نداشت كه خورشيد فروزان را هنگام برآمدن و در وقت فرورفتن نگاه كند و مورد پرستش قرار دهد ، ولى پس از سالها زد و - خورد آيين مهر كه بيش از سيصد سال در روم دوام يافته بود ، با آيين جديد مسيحيت درهم آميخت . رسوم و آداب مهر بسيار قديمى بود درحالىكه دين عيسى به هيچوجه دستور و آداب و كتابى نداشت . بههمين جهت پيشوايان اين دين برآن شدند كه شكل ظاهر دين جديد را از اديان ديگر به عاريت بگيرند و با مهرپرستان از در دوستى درآيند . ديرى نگذشت كه پيروان هردو دسته به همكيش خود برادر مىگفتند و هردو مذهب غسل تعميد مىكردند و به يكديگر آب مقدس مىپاشيدند . هردو دسته مواعظ اخلاقى مىكردند و از عذاب آخرت
هامش
( 210 ) . مأخوذ از : هانرى شارل يونس ، ( مقاله ) در : تاريخ تمدن ايران ، پيشين ، ص 154 به بعد .
( 211 ) . على اصغر حكمت ، تاريخ اديان ، ص 153 .