متمدن قديم كسب كرده است . استاد پورداود مىنويسد : « چون پادشاهان ايران توجه مخصوصى به مهر داشتند و كليه لشكريان ، فتح و پيروزى خود را از او مىدانستند ازاينرو ستايش مهر سراسر ايران را فراگرفت و از حدود ايران هم گذشته به تمام ممالكى كه در تحت استيلاى شاهنشاهان بود ، رسيد . » دكتر احسان يارشاطر ، ضمن بحث در پيرامون كتابى كه دكتر « گرشويچ » دربارهء مذهب قديم ايران و زبانهاى ايرانى نوشته است ، مىنويسد :
مهر شايد بيش از هرخداى ديگر ايرانى موضوع اختلافنظر قرار گرفته است . از مذهب باستانى هنديان كه در سرودهاى كهن ودا منعكس است گرفته تا آيين مهرپرستى كه بخصوص ميان روميان رواج داشت و معابدى كه حتى در انگلستان و شمال افريقا برپا بوده ، همهجا مهر از قادرترين و برجستهترين خدايان به شمار مىرفت و بيش از هرخداى ديگر هند و ايرانى پرستش توسعه و نفوذ داشت .
با اينهمه بسيارى از نكات دربارهء اين خداى تواناى عام و شامل بدرستى روشن نيست و مثلا در رابطه با اهورامزدا ، نظر زردشت دربارهء اين خداى قديم آريايى ، ارتباط اهريمن با مهر و اختلاط بعضى از اعمال آنها ، رابطهء ميان مهر به نحوى كه از مذهب هندى و ايرانى برمىآيد با مهرى كه در آيين مهرپرستى مىبينيم . . . و نيز دربارهء رابطه ميان پرستندگان قديم اهورامزدا و پرستندگان مهر و كيفيت سير و نفوذ مهرپرستى ميان روميان و متصرفات آنها ، ميان دانشمندان اتفاق نظر كامل موجود نيست .
عقيدهء ه . شارل يونس
« مهر يا ميترا از خدايان مشترك هند و ايران ، خداى روشنايى ، حافظ نظم جهان ، مدافع حق و حقيقت و تضمين كنندهء معاهدات و سوگندهاست . « ميترا » نگهبان جهان و حامى كاينات است ، ميترا در مبارزهء انسان با « دوا » ها « ديو » ها و « دروج » ها يعنى در مبارزهء بشر با بىنظمى ، ستمگرى ، بد - طينتى و دروغ ياروياور است . ازاينرو جنگجويى فاتح و درعينحال قاضى و راهنماى پس از مرگ است .
زرتشت بهنگام رفرم مذهبى ، مقام مهر « ميترا » را از صف خدايان پايين آورده و آن را همطراز يزدانها ( يزته ) ها يعنى فرشتگانى كه مخلوق اهورامزدا هستند قرار داد . ازاينرو در زمان فرمانروايى هخامنشيان ميترا از رديف خدايان خارج شده و پس از سقوط امپراتورى داريوش بر حيثيت آن درميان مجوسان ، كه در آسياى صغير مأوى گزيده بودند ، افزوده شد . . .
در اواسط قرن اول پيش از ميلاد ، آيين مهرپرستى در ايتاليا نفوذ كرد و در دنياى غرب اشاعه يافت . . . مهرپرست از نظر اخلاقى در انضباط سختى نظير انضباط سربازى به سرمىبرد . مرد مبتدى در مذهب ميترايى خود را جلوهگاه حق دانسته و اوامر آن را از جان و دل پذيره مى - گردد . مهرپرست ، مرد مبارز و پاكدامن و جسور و پاكدل و از آلودگيها بر كنار و به عهد خويش وفادار بود . او دشمن دروغ و تزوير بود و در برابر « شر » به خوبى ايستادگى مىكرد . در نظر وى تمايلات گمراه كننده ، پليديها و اعمال خلاف اخلاق و بيعدالتى مظهر حملهء شر بهشمار