سخن مىگفتند . از اصول آيين مهر « فديه ، نياز ، رستاخيز ، عقيده به پل طراط و برزخ و بهشت و جهنم و حساب و ميزان و ثواب و گناه در دين عيسى باقىمانده است و بعلاوه بسا از آداب و رسوم آيين مهر داخل اعياد و عادات اقوام عيسوى گرديد . » « 212 » علاوه بر مهر ، خدايان ديگرى نظير ورسراگنا خداى جنگ و پيروزى ، هائوما خداى مشروبات سكرآور و آناهيتا و غيره وجود داشت كه ذكر كليهء آنها در اينجا مناسب نيست .
در مقابل خداوند روشنايى و فراوانى ، دنياى شر و تاريكى و بدخواهى نيز وجود دارد كه نام پيشواى آن اهريمن است . در اين عالم ، ديوان حكومت مىكنند و جادوگرها ، گناهكاران ، حيوانات موذى و كليه عوامل شر و فساد جزو لشكريان اهريمن محسوب مىشوند .
ا . بنونيست خاورشناس ضمن بحث پيرامون مذاهب قديم ايران مىنويسد :
مزديسنى مذهبى است عملى و معناى حقيقى آن از مراسم مذهبى هم فراتر است . تعليمات مذهبى لحن درسهاى اخلاقى دارند و درعينحال با افسانههاى اساطيرى آميختهاند . تصويرى كه خدايان براى زندگى و سرنوشت پيشنهاد مى - كنند اين مذهب را به صورت جدالى جلوهگر مىسازد و اين انعكاس از طريقهء زندگى قبايلى است كه دائما باهم در نزاع بودند و لازم بود كه از املاك و زمينهاى خود دفاع كنند يا براى دامهاى خود مراتع تازه به دست آورند .
. . . اشكال ظاهرى مذهب تا اندازهاى شباهت به مذهب ودا دارد .
عامل اساسى در اينجا آتش است يعنى پرستش شعلهاى كه دائما در آتشگاه مىسوزد و دائما با تقديم هداياى نو تقويت مىشود . اگر قربانيهاى خونين و هداياى مختلف و دسته روحانى را ، كه تشريفات لازم را انجام مىدهند و سرودهاى مذهبى را مىخوانند ، در نظر بگيريم شباهت به اشكال ظاهرى مذهب ودا تكميل مىگردد . ولى در ايران به پرستش آتش بيشتر اهميت مىدهند . »
استاد پورداود مىگويد : « به ملاحظهء آنكه درميان عناصر ، آتش لطيفتر و زيباتر و مفيدتر است ، بخصوص توجه اقوام روى زمين را به خود جلب نموده است . . . »
بطور كلى آتش و ديگر عناصر طبيعى سخت مورد توجه مردم بود . « نصوص متعدد اوستا ثابت مىكند كه پرستش عناصر طبيعى از اصول ديانت زردشتى بود . چنان كه مى - دانيم زردشتيان كمال مواظبت را مرعى مىداشتهاند كه آب و آتش و خاك را آلوده نكنند . . .
آگاسياس گويد ، ايرانيان احترام آب را بيش از هرچيز مىشمردند ؛ چنان كه حتى صورت خود را در آب نمىشستند و جز براى آشاميدن و آب دادن نباتات به اين عنصر مقدس دست نمىزدند .
در كتاب ونديداد شرح مبسوطى راجع به آب و تأثير آن در تطهير مندرج است . فقط چيزى كه در تطهير مؤثرتر از آب محسوب مىشد ، بول گاو بود . اما آتش در اين آيين خيلى مهمتر از ساير عناصر بوده است . اوستا آتش را پنج نوع مىشمارد . . . آتش معابد ، آتشى كه در استعمالات عادى به كار مىرود . . . آتشى كه در جسم مردم و جانوران است ، آتشى كه در
هامش
( 212 ) . مأخوذ از : يشتها ، پيشين .