تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
تنها فواحش روى خود را مىپوشانيدند « چون يهودا او را بديد وى را فاحشه پنداشت زيرا كه روى خود را پوشيده بود . » « 198 »

مداخلهء زنان در كار جنگ

بطورى كه دياكونوف در فصل هفتم تاريخ ماد متذكر شده است در جنگى كه بين آستياگ با لشكريان كورش درگرفت ، پارسيان شكست خوردند . وضع پارسيان چنان يأس‌آور و عقب‌نشينى ايشان چنان با بينظمى توأم بود كه زنان از حصار قلعه بيرون آمده جنگاوران را به پيكار ترغيب و تحريص مىكردند . « پوستين » ، نقش زنان پارسى را در تحريص مردان به نبرد بهتر آشكار مىكند : « در آن زمان كه مردان در برگزيدن راه ترديد داشتند زنان همانجا برهنه در برابر ايشان ظاهر شدند و پرسيدند آيا مىخواهند فرار كرده به بطن مادران و زنان خويش باز گردند ؟ » « 199 » پيروان آيين مزديسنا به دوشيزگانى كه در اثر بحران جوانى آبستن مىشدند ، به ديدهء اغماض و تسامح مىنگريستند و معمولا به جوانان تأكيد مىشد كه پس از نزديكى با دوشيزگان ، آنان را به عقد ازدواج خود درآورند . ظاهرا در بين قوم بنى اسرائيل نيز در آغاز امر زناكاران كيفر سخت نمىديدند ولى در قوانين موسى تأكيد شده بود كه چنين زنانى را سنگسار كنند . ولى اين وضع دوام نيافت و با گذشت زمان از تعصبات خشك مذهبى كاسته شد و فكر انتقامجويى نقصان پذيرفت . بطورى كه از عهد جديد برمىآيد كاتبان و فريسيان زنى را كه در زنا گرفته شده بود پيش عيسى آوردند و گفتند موسى در تورات به ما حكم كرده است كه چنين زنان سنگسار شوند ، تو چه مىگويى : . . . عيسى سر به زير افكنده به انگشت خود بر روى زمين مىنوشت ، چون در سؤال كردن الحاح مىنمودند . . . بديشان گفت هركه از شما گناه ندارد اول بر او سنگ اندازد ؛ پس چون شنيدند . . . يك‌يك بيرون رفتند و عيسى تنها ماند با آن زن كه درميان ايستاده بود . پس عيسى چون راست شد و غير از زن كسى را نديد به دو گفت : اى زن آن مدعيان تو كجا شدند ، آيا هيچكس بر تو فتوى نداد ؟ گفت : هيچ‌كس اى آقا ، عيسى گفت : من هم بر تو فتوا نمىدهم برو و ديگر گناه مكن . « 200 »

سير علوم و افكار

از سير علوم و افكار در دوران حكومت دويست سالهء هخامنشيان اطلاع كافى در دست نيست . بطورى كه مورخان قبل و بعد از اسلام نوشته‌اند ، حملهء انتقامجويانه اسكندر عامل مهمى در محو آثار فرهنگ و تمدن كهن و باستانى ايران بوده است . . . . اسكندر حكماى عجم را بياورد و كتب حكمتشان جمع كرد و بنوشت
هامش
( 198 ) . عهد عتيق ، سفر پيدايش ، ص 59 . ( 199 ) . تاريخ ماد ( حواشى ) ، پيشين ، ص 765 . ( 200 ) . عهد جديد ، انجيل يوحنا ، ص 159 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 479 | مرتضى راوندى