در بهمن يشت باب 22 فقرهء 61 به ارزش اقتصادى گاو اشاره شده است : « نيروى ما از گاو ، اطمينان دل به گاو است ، تفاخر به دارايى منوط به گاو است ، چيرگى مرهون گاو است ، خوراك از گاو است ، شيار كه در نتيجهء آن غذا از زمين بيرون مىآيد بوسيلهء گاو انجام مىگيرد . » چنان كه ديديم در اوستا به دامپرورى و گلهدارى اهميت خاصى داده شده و همهجا مردم را به نگاهدارى و پرورش دام تشويق مىكند . در فروردين يشت چنين آمده است :
« روانهاى چهارپايان اهلى را مىستاييم ، خزندگان را مىستاييم ، پرندگان را مىستاييم ، جانوران بيابانگرد را مىستاييم ، چرندگان را مىستاييم ، فروهرهاى اين جانوران را مىستاييم . »
در ونديداد ، فرگرد سوم ، قسمت 1 ، فقرهء 6 چنين مىخوانيم : « اى آفرينندهء جهان مادى پنجمين جايى كه زمين به حداكثر شادمان است ، كجاست ؟ . . . آنجايى كه گله و رمه بيشتر باشد و بيشترين مقدار كود ريخته شود . »
همچنين در ارديبهشت يشت ، فقرهء هفتم مىخوانيم : « ناخوشيها فرار كنيد ، مرگ بگريز ، ديوها بگريزيد ، پتيارهها ( يعنى نكبتها و زشتيها ) فرار كنيد ، آموزگار دروغين كينهور از آيين پاك بگريز ، مرد ستمكار بگريز » « 167 » در جلد دوم كتاب يشتها ، صفحهء 305 چنين نوشته شده است : « . . . در كجا زمين بيش از همهجا شاد است ؟ در آنجا كه مرد پاكدينى خانه برپا كند و آن خانه از آتش و شير و زن و فرزند و گله برخوردار باشد . . . و گاو و راستى و علوفه و سگ و آنچه از براى زندگى خوش بايد در آنجا فراوان باشد . ( فقرهء 4 ) . در كجا زمين بيش از همهجا شاد است ؟ در آنجايى كه بيش از همهجا گندم و گياه و درختهاى ميوه بكارند ، در آنجايى كه زمين خشك است ، آب رسانند و در آنجايى كه آبگير است ، خشك كنند . . .
زمين ناشاد است اگر مدت زمانى شيار نشده باير بماند . » « 168 »
علاوهبراين در وننديشت كشتن حشرات موذى ثواب شمرده شده است نظير « وزغ ، مار ، كژدم ، مگس ، مورچه ، موش . عقيدهء ايرانيان راجع به حشرات موذى در قديم در همهجا شهرت داشته ، هرودت نيز در كتاب اول فقرهء 140 مىنويسد : مغها كشتن مورچه و مار را ثواب بزرگ مىدانند . » « 169 »
در جاى ديگر تعليم مىدهد : « كوشا و مبارز باش و نانى خور كه از راه نيك و با كار و كوشش به دست كرده باشى و بهرهاى از آن براى خدا و نيكوكاران كنار نه . به خواستهء ديگران چشم مدوز تا مال خود از دست ندهى . هركه از دسترنج ديگرى خورد چنان باشد كه سر او را در كف گرفته مغز او مىخورد . » « 170 » در يشتها كه قسمتى از كتاب مقدس اوستاست در فقرات 6 تا 14 به مردم ايران تأكيد شده است كه در پناه كار و كوشش از انواع نعمتهاى مادى و شكوه و آرامش و غذاى فراوان و گوناگون و بوهاى خوش و بسترها و بالشهاى آراسته و خانههاى خوب و زنان نيكو و انواع زينتها و اسبهاى تندرو و گردونههاى خروشنده و زروسيم و لباسهاى فاخر و غيره برخوردار شوند . » « 171 »
هامش
( 167 ) . يشتها ، ج 1 ، پيشين ، ص 143 .
( 168 ) . همان ، ج 2 ، پيشين ، ص 305 .
( 169 ) . همان ، ص 357 .
( 170 ) . مينوى خرد ، ( نقل به معنى از دينشاه ) .
( 171 ) . يشتها ، ج 2 ، ص 184 .