كه ثروتمندان مهرهاى خود را تهيه مىكردند . « 159 »
گزنفون در كتاب خود موسوم به اكونوميك مىنويسد كه هخامنشيان به دو چيز كه يكى قواى جنگى و دومى آبادانى كشور است ، توجه مخصوص داشتند .
شاه در بعضى قسمتهاى مملكت بشخصه مسافرت كرده اوضاع را مىبيند و به قسمتهايى اشخاص مورد اعتماد را مىفرستد و اگر مشاهده كند كه در ايالتى درختهاى مثمر و زمينهاى داير زياد است ، به والى پاداش مىدهد و كرسيهاى ممتاز به او مىدهد و ولايتى را به ايالت او مىافزايد و اگر ايالتى را كمجمعيت و باير ببيند و اين وضع را نتيجهء مسامحه و اخلاق بد والى بداند او را تغيير مىدهد . در هرناحيه يكى به ساخلوى مسلح فرمان مىداد و ديگرى بر طبقهء فعال حكومت مىكرد و ماليات مىگرفت . اگر در ناحيهاى امنيت نبود رئيس طبقهء فعال و كارهاى فلاحتى به مركز اطلاع مىداد كه كار كردن ممكن نيست زيرا امنيت وجود ندارد و اگر ، باوجود امنيت ، زمينها آباد نمىشد ، رئيس ساخلو اوضاع را اطلاع مىداد .
مشير الدوله در تاريخ خود مىنويسد كه كورش كوچك ، خود شخصا در فعاليتهاى كشاورزى شركت مىجست و اين حقيقت از مطالبى كه وى خطاب به « ليزاندر » ( سردار قشون اسپارتى ) گفته است استنباط مىشود : « قسم به ميتر وقتى كه من سالمم هيچگاه تابهحال سر سفره ننشستهام مگر اينكه آنقدر كار نظامى يا فلاحتى كرده باشم كه عرق در من ايجاد شده باشد . »
به عقيدهء ايرانشناسان شوروى :
ايران يكى از كهنترين كانونهاى زراعت در جهان است . حفاريهاى باستانشناسى كه در طى سى سال اخير به عمل آمده نشان مىدهد كه ايران در چهارمين هزارهء قبل از ميلاد مسيح واجد سطح عالى زراعت بوده است . در ضمن حفاريهاى ياد شده ، دانههاى گندم و جو كه پنج تا شش هزار سال از عمرشان مىگذشته ، يافت شده است . بيشتر گياهها و ميوههاى حوضهء درياى متوسط ( مديترانه ) و آسياى مقدم و ميانه كه اكنون مىشناسيم در هزارهء اول پيش از ميلاد مسيح در ايران به عمل مىآمده و كشت مىشده ؛ از آن جمله است : هلو ، زردآلو ، انجير ، انار ، گلابى ، درخت انگور و نخل خرما . در جنوب باخترى ، در درهء رود كارون درخت زيتون غرس و پرورش مىشده . در عهد ساسانيان ايرانيان به كشت نيشكر و برنج و ديگر گياههاى زراعى مىپرداختند .
كمبود بارش و اينكه منابع آبيارى به طرز نامساوى تقسيم شده بود ، موجب گشت كه ساكنان فلات ايران از عهد باستان به آبيارى مصنوعى متوسل شوند . در آغاز تاريخ ميلادى اين شيوهء آبيارى را ايرانيان به كار مىبستند و بدين منظور از ترعههاى متفرع از رودها و چشمههاى كوهستانى و چاهها و
هامش
( 159 ) . تاريخ تمدن ( كتاب اول - بخش اول ) ، ص 155 .