تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
هرودت ، گزنفون ، كتزياس و كورتيوس و غيره ، راجع به جلال ايرانيها نوشته‌اند به خوبى ازيشتها هم پيداست ؛ چه در اين عصر تاريخى از قصرهاى صد ستونى ، شيرهاى معطر ، چرخهاى درخشان ، گردونهء خروشنده و اسبهاى شيهه‌زننده و تيغ و تبر و گرز و جوشن و لباسهاى فاخر و زربفت و دستبند گوهرنشان سخن رفته است . طبيعى است در مذهبى كه خوشى آينده را مشروط به بدبختى امروز نمىداند ، بايد از تمام لذايذ زندگى استقبال نمود . « 163 » آيين مزديسنا براى كار و كارگر احترام فراوان قائل است . در زامياديشت ، كرد 12 تاكرد 15 ، همواره كارگر را برتر از ساير آفريدگان مىشمارد و به عناصر و افراد بىعلاقه به كار ، به چشم نفرت مىنگرد . زمين به كسى كه با دست چپ و راست در روى آن كشت و كار نكند ، مىگويد : « تو اى كسى كه با دست چپ و راست و با دست راست‌وچپ در روى من كار نكردى تو بايد در آتيه پشت در ديگران تكيه زده و روزى خود را از آنان گدايى كنى ؛ آرى خوراك پس‌مانده و ريزه‌هايى كه از دهان ديگران افتاد نصيب تو خواهد بود . » « اهورامزدا مىگويد : كسى كه گندم مىكارد به اين مىماند كه راستى مىافشاند و دين مزديسنا را از پيش مىبرد . » « 164 » در اين آيين تنها با بزه‌كاران ، زيانكاران ، و راهزنان و دروغگويان مبارزه نشده بلكه مردم به مبارزهء عملى با جانوران موذى ، نظير موش ، وزغ ، مار ، كژدم ، مگس و مورچه نيز تشويق شده‌اند . اين دستور نيز ، چنان كه مىبينيم ، ريشهء مادى دارد ؛ چه اين جانوران بر خلاف اغنام و احشام به حال زندگى انسان زيانبخشند ، به‌همين جهت مورد نفرت قرار گرفته‌اند . « چه بدحال است زمينى كه زمان درازى بدون بذر و بذرافشان متروك و در انتظار كشاورز ماهرى مانده است ، مانند دوشيزهء زيبايى كه زمانى طولانى بىفرزند مانده و اشتياق شوهر خوبى را دارد . » « 165 » در جاى ديگر نوشته شده است : « اى آفرينندهء جهان مادى ، اى يگانهء پاك ، چهارمين كس كه زمين را به كمال نشاط آورده كيست ؟ اهورامزدا جواب مىدهد : آنكس كه بيشترين مقدار گندم كشت نمايد ، بيشترين سبزيها بكارد و بيشترين درختها غرس نمايد ، كسى كه زمين خشك را آب دهد و زمين پررطوبت ( باتلاق ) را خشك و قابل كشت نمايد . » « 166 »

توجه به دام‌دارى

غير از كشاورزى ، تربيت حيوانات اهلى و استفادهء از آنها از ديرباز در ايران مورد توجه بود . به گفتهء هرودت و پوليب در سرزمين ماد ( قبل از هخامنشيان ) اسبهاى پرخون ، ظريف و خوش‌اندام و پرجست‌وخيز تربيت مىشدند و قرنها ايران يگانه مركز نشوونماى اسبان و سواركاران بوده است . علاوه‌براين در منابع مذهبى نيز حفظ و نگاهدارى حيوانات اهلى و مبارزه با حيوانات زيانبخش تأكيد شده است !
هامش
( 163 ) . همان ، ج 1 ، ص 32 و 33 . ( 164 ) . همان ، ج 2 ، ص 306 . ( 165 ) . ونديداد ، فرگرد 3 ، قسمت 3 ، فقرهء 24 . ( 166 ) . همان ، فرگرد 3 ، فقرهء 23 .