تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
بيش‌ازپيش پريشان گرديد . قيمت چهارپايان بالا رفت . يك‌بار از فروش يك اسب به بهاى چهار پوند سيم سخن به ميان آمده كه برابر با مزد تقريبا ده سال يك كارگر عادى بوده . حتى يك خر را كمتر مىشد با ده شكل خريدارى كرد ، و ممكن بود كه قيمت آن تا 12 برابر يعنى به 120 شكل برسد . روى گوش گوسفندان و بزها و خرها را داغ مىزدند . از داغ ( ستارهء اشتار اوروك ) اغلب براى ثابت كردن مالكيت چهارپايان سخن رفته است . خانه‌ها اغلب خشتى بود ، كاخها و پرستشگاهها را با آجر مىساختند . با اينكه فلزات را از نقاط مختلف وارد مىكردند قيمت آنها ارزان بود . فروش و اجارهء زمين در طول زمان دگرگونيهاى مهمى پيدا كرده است ؛ در دورهء كلدى حد وسط قيمت يك خانه با زمينش هرنى 15 شكل بود ، در دورهء پادشاهى داريوش حد وسط 40 شكل بود كه نزديك به سه برابر افزايش يافته بود . در زمان كلديها يك خانه را مىتوانستند به 10 شكل كرايه كنند ولى در پادشاهى كورش كرايه 15 شكل بود و در زمان داريوش به 20 و بالاتر از آن رسيده بود . در زمان اردشير اول به 40 شكل رسيد . معمولا اجاره‌بها را در دو قسط و پيش مىپرداختند ، قسط اول در آغاز ماه و قسط دوم در آغاز ماه هفتم . مستأجر ناگزير بود كه پشت‌بام را تعمير و شكافهاى ديوار را پركند و اگر منزل درى مىخواست خودش فراهم كند . « 158 » درحالىكه طبقات محروم زندگى نكبت‌بارى داشتند ، طبقات بالاى اجتماع در ناز و نعمت زندگى مىكردند . ويل دورانت زندگى اشراف عهد هخامنشى را چنين توصيف مىكند : . . . خانه‌هاى زيبا و باغهاى عالى داشتند كه گاهى به صورت شكارگاه و محل نگاهدارى مجموعه‌هاى گوناگون جانوران درمىآمد . در خانه‌هاى خود اثاثهء گرانبها جمع‌آورى مىكردند ، از قبيل ميزهايى كه روپوش طلا و نقره داشت يا با اين دو فلز گرانبها منبت‌كارى شده بود و تختهايى كه روپوش عالى آنها را از كشورهاى ديگر مىآوردند و فرشهاى نرمى كه . . . كف اتاقهاى خود را با آن مفروش مىكردند . در جامهاى زرين شراب مىنوشيدند و ميزها و طاقچه‌هاى اتاق را با گلدانهاى ساخت بيگانگان مىآراستند . آواز خواندن و رقصيدن را دوست مىداشتند و از نواختن جاز و نى و طبل و دف لذت مىبردند . گوهرهاى گرانبها در نزد آنها فراوان بود و با آنها از تاج و گوشواره گرفته تا دستبند و كفشهاى مرصع مىساختند . مردان نيز به زيورآلات علاقه‌مند بودند و گوش و گردن و بازوهاى خود را با آنها مىآراستند . مرواريد و ياقوت و زمرد و لاجورد از خارج وارد مىكردند ولى فيروزه را از كانهاى ايران به دست مىآوردند و از همين سنگ گرانبها بود
هامش
( 158 ) . شاهنشاهى هخامنشى ، پيشين ، ص 111 به بعد .