تودههاى بزرگ مردم و لشكركشى به منظور تسخير و تصرف اراضى ديگران و جهانگشايى سبب مىشد كه مردم كثيرى به قيد اسارت و بردگى درآيند . در سدهء هشتم پيش از ميلاد بلاشك پيشهوران در ماد وجود داشتند ، زيرا در كتيبههاى شاهان آشور مذكور است كه در اثر پيروزى بر قبايل ماد ، ايشان ( شاهان آشور ) توانستند عدهء كثيرى پيشهور را با خود به كشور خويش ( آشور ) ببرند . « 141 »
به عقيدهء اومستد ، در سرزمين مادها و پارسها زندگى بسيار ساده بود . مهمترين فعاليت اقتصادى چرانيدن گلههاى بزرگ گوسفند و بز در درههاى كوهستانها و نگهدارى گلههاى گاو مقدس بود كه به دست قبايل نيمهصحرانشين صورت مىگرفت .
در جلگهها عدهاى سكونت اختيار كرده و با كمك آبيارى از قناتها ، يك كشاورزى ابتدايى پيشگرفته بودند . پس از آنكه كورش عيلام و بابل را گشود با تمدن نوينى روبرو گرديد كه 25 قرن سابقه داشت . از مطالعهء لوحهاى گلى ، كه در اين سرزمين به دست آمده است ، مىتوان به درجهء تمدن و خصوصيات زندگى اقتصادى و اجتماعى بابليها و عيلاميها پىبرد . اومستد مىنويسد :
در ميان اين سندها ، وامهاى بذر ، خوراك ، و سيم ، قراردادهاى معمولى بازرگانى ، فروش زمين و ملك يا خانه يا كشتزارها ، اجارهنامه براى آنها و رسيد پرداخت اجارهبها ، فروش برده ، صورت رعيتهاى وابسته به ملكهاى بزرگ و معاملات با آنها ، صورت روستاييان آزادى كه كار مىكنند ، قراردادهاى شاگردان كارآموز ، گزارش دادرسيها . . . و غيره ديده مىشود .
در ميان جامعهء بابلى غير از شاه و اشراف و وابستگان آنها كه طبقهء ممتاز را تشكيل مىدادند ، بازرگانان ، بانكداران و صاحبمنصبان طبقهء متوسط بالا و پيشهوران يعنى نانواها ، نوشابهسازها ، قصابها ، درودگران ، رختشوها ، مسگرها طبقهء متوسط پايين را تشكيل مىدادند .
به عقيدهء امستد ، در نتيجهء استقرار رژيم بردگى و مظالم اجتماعى و اقتصادى ناشيه از آن و بالا بودن نرخ بهره ( صدى بيست در سال ) روزبهروز بر تعداد بردگان افزوده مىشد . بسيارى از مردم آزاد كه قادر نبودند وامهاى خود را در موعد مقرر بپردازند ، به صورت برده درمىآمدند .
پدران گاهگاه فرزند دلبند خود را مىفروختند . در ميان الواحى كه به ما رسيده اسناد زيادى كه حكايت از فروش بردگان دارد به چشم مىخورد . رعاياى وابسته به زمين از لحاظ موقعيت اجتماعى پايينتر از كارگر آزاد بودند . پرستشگاهها عدهء زيادى از كارگران خوشنشين را كه به عنوان مزد ، نان بخور و نميرى دريافت مىداشتند به كار مىگرفتند . با اين مزد كم ، قيمت غلات بسيار گران بود و اگر كارگرى نمىتوانست با گردهء نان شكم خود را سير كند ، مىتوانست با خريد خرما رفع گرسنگى كند . مردم بومى در تابستان با لباس كم كار مىكردند و هنگام زمستان از سرما مىلرزيدند . اسناد و مدارك بابلى به خوبى وضع اجتماعى طبقات زحمتكش را
هامش
( 141 ) . ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين ، ص 13 .