و در زمينهاى اختصاصى امرا عدهاى كارگر برده مشغول كار بودند . علاوهبراين ، روستاييان مجبور بودند برحسب دستور امرا ، براى ايجاد جادهها ، قنوات ، پلها و استحكامات ، بيگارى كنند . در مواردى كه ماليات و عوارض ، مخارج دستگاه امرا را تأمين نمىكرد آنها به جنگ و غارتگرى مىپرداختند و از اين راه كمبود مخارج روزافزون خود را تأمين مىكردند .
جامعه به چندين طبقه تقسيم مىشد : امير ، نجبا ، آزادمردان ، مالك زمين و كسانى كه چيزى نداشتند و در آخر بردگان . در اين عهد از پيش نشانههايى از ستيزهء آينده بين طبقات غير مالك و روستاييان برضد نجبا ديده مىشود .
وضع ايران در طى سالهاى نخستين هزارهء اول ق . م . مىبايست بسيار شبيه به وضع يونان ، آنچنانكه « اوميروس » ( هومر ) شرح داده ، باشد . در ايران در سراى امرا و بزرگان قرن نهم و هشتم ق . م . به نظر مىرسد كه غلامان و كنيزان ( بردگان ) و همه انواع پيشهوران كه تمام چيزهاى مورد احتياج مخدوم خود را مىساختند ، وجود داشتهاند . محققا پيشهوران آزاد هم بودند ولى بسيار بندرت از آنان استفاده مىشد . مازاد عوايد محدود را مىفروختند و آنها بدون شك در وهلهء اول عبارت بود از محصولات فلاحتى و تربيت اغنام بسيار .
همچنين آن زمان عهدى بود كه ممالك كوچك شروع به توسعه نمودند و دانشمندان عموما متفقند كه روستاييان اين عصر از آزادى در ايران استفادهء بيشتر مىكردند تا در بين النهرين يا مصر . فلاحت تمايل به تقسيم املاك را به واحدهاى كوچكتر و خرده مالكى كه نشانهء پيشرفت حقيقى در وضع موجود شرق قديم در عهد مفرغ بود ، نشان مىدهد . « 135 »
هنگامى كه پارسيان قدم به خاك ايران گذاشتند با سازمان ملوك الطويفى وسيعى كه در ايران بود ، روبروگرديدند . آنها ضمن فراگرفتن بسيارى از مظاهر تمدن ايران هنرهاى خود را نيز به آنها آموختند . اقوام پارسى ضمن برخوردهاى نظامى با آشوريان نهتنها در رشتهء معمارى و ساختمان بلكه در عمليات آبيارى و حفر قنوات نيرومند نيز از همسايگان خود مطالبى آموختند .
مقارن تشكيل حكومت مادها ، آهن بيشازپيش در فعاليتهاى توليدى به كار مىرود ، شهرها وسعت مىيابد و صنوف و پيشهوران هريك موقعيت خاص پيدا مىكند . روىكارآمدن حكومت هخامنشى و بسط قدرت فرمانروايان اين سلسله در منطقهء وسيعى از آسياى غربى ، و ايجاد راههاى امن در خشكى و دريا بيشازپيش وضع طبقات و حدود قدرت و اختيارات سياسى و اقتصادى آنها را مشخص نمود .
در حماسهء ملى ايران ، كه مطلقا ارزش تاريخى ندارد ، ضمن توصيف تاريخ افسانهاى « پيشداديان » به وضع طبقات اشاره شده و بنا به مندرجات آن ، « هوشنگ » پسر « كيومرث » از سنگ و فولاد آتش پديد آورد و « جشن سده » را به يادگار اين كشف بزرگ برقرار داشت و پسرش
هامش
( 135 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 71 و 72 .