تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
« طهمورث » ديوان را امنيت جانى داد ؛ بدان شرط كه فن نوشتن را به او بياموزند .
نبشتن مراو را بياموختند * دلش را به دانش برافروختند نبشتن يكى نه كه نزديك سى * چه رومى چه تازى و چه پارسى
در شاهنامه « جمشيد » پادشاه بزرگى است كه آلت جنگ و فن نوشتن و بافتن را اختراع كرد ، طرز استفاده از حيوانات را به مردم آموخت و طبقات چهارگانهء روحانى و نظامى ، فلاح ، و پيشه‌ور را به وجود آورد . آقاى على پاشا صالح مترجم تاريخ ادبى ايران ، توضيح مىدهد كه طبقات چهارگانهء فوق را گروه كاتوزيان ، گروه نيساريان ، گروه بسودى يا نسودى ( كشاورزان ) و گروه اهنوخوشى يا اهتوخوشى ( دست‌ورزان و كارگران ) نيز نوشته‌اند . فردوسى گفته :
زهر پيشه‌ور انجمن گرد كرد * بدين اندرون نيز پنجاه خورد گروهى كه كاتوزيان خوانيش * به رسم پرستندگان دانيش جدا كردشان از ميان گروه * پرستنده را جايگه كرد ، كوه صفى بر دگر دست بنشاندند * همى نام نيساريان خواندند كجا شيرمردان جنگ‌آورند * فروزندهء لشكر و كشورند نسودى ، سه ديگر گره را شناس * كجا نيست بر كس از ايشان ، سپاس بكارند و ورزند و خود بدروند * به گاه خورش ، سرزنش نشنوند چهارم كه خوانند اهنوخوشى * همان دست‌ورزان با سركشى كجا كارشان همگنان پيشه بود * روانشان هميشه پرانديشه بود
بنا به حكايت افسانه‌هاى ملى ايران ، جمشيد در دوران سلطنت هفتصد سالهء خود ديوان ناپاك را به كار ساختمان وادار كرد . از احجار كريمه ، فلزات ، و عطريات استفاده نمود . از پزشكى و درمان دردمندان و كشتىسازى چاره‌ها كرد ( و مانند حضرت سليمان طبق افسانه‌هاى اسلامى ) تختى هوايى بساخت .
كه چون خواستى ديو برداشتى * ز هامون به گردون برافراشتى چو خورشيد تابان ميان هوا * نشسته بر آن شاه فرمانروا
و بدين طريق هرجا اراده مىكرد با اين تخت پرواز مىكرد . وى سر سال نو جشن بزرگ ملى يعنى نوروز را در اعتدال ربيعى بنيان نهاد . حدود و قيود طبقاتى از عهد كهن تا ظهور اسلام در ايران برقرار بود . « بلعمى » ضمن توصيف پادشاهى جمشيد مىنويسد : « و هم مردمان را به چهار گروه كرد ، از اين گروه دبيران و دانايانند و گروهى لشكريان و گروهى كشاورزان و گروهى پيشه‌وران و هرگروه را گفت كه مبادا بجز كار خود هيچ كار كنند . « 136 » استاد پورداود در بخش نخست از گاتها ضمن گفتگو از پيشه‌وران مىنويسد : « پيشه در اوستا . . . از براى گروه چهارگانهء مردم كه پيشوايان و رزميان و كشاورزان و دستورزان
هامش
( 136 ) . مطالب اين قسمت مأخوذ است از : ادوارد براون ، تاريخ ادبى ايران ، ج 1 ، ترجمهء على پاشا . صالح ، ص 173 .