تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
و زنانى جز از طبقهء كاهنان به اين‌گونه كارها رسيدگى مىكردند . در دعاوى ، جز آنها كه اهميت فراوان داشت ، غالبا ضمانت را مىپذيرفتند و در محاكمات از راه‌ورسم منظم خاصى پيروى مىكردند . محاكم همانطور كه براى كيفر و جرايم نقدى حكم صادر مىكردند پاداش نيز مىدادند و در هنگام رسيدگى به گناه متهم ، كارهاى نيك و خدمات او را نيز به حساب مىآوردند . براى آنكه كار محاكمات قضائى به درازا نكشد براى هرنوع مرافعه مدت معينى مقرر بود كه بايد در ظرف آن مدت حكم صادر شود ؛ و نيز به طرفين دعوى پيشنهاد سازش از طريق داورى مىكردند تا نزاعى كه ميان ايشان است بوسيلهء داور ، و به طريق مسالمت‌آميز ، حل شود . چون رفته‌رفته سوابق قضائى زياد شد ، و قوانين طول و تفصيل پيدا كرد گروه خاصى به نام سخنگويان قانون پيدا شدند كه مردم در كارهاى قضائى با آنها مشورت مىكردند و براى پيش بردن دعاوى خود از ايشان كمك مىگرفتند . در محاكمات ، سوگند دادن ، و واگذاشتن متهم به حكم الهى نيز مرسوم بود ، و آن‌چنان بود كه متهم را به كار سختى چون انداختن خويش در رودخانه يا نظير آن وامىداشتند تا درصورتىكه بيگناه باشد از خطر برهد و گرنه جان خود را از دست بدهد . . . رشوه دادن و گرفتن را از جنايتهاى بزرگ مىشمردند و مجازات ، دهنده و گيرندهء رشوه ، هردو ، اعدام بود . كمبوجيه فرمان داد تا پوست قاضى فاسدى را زنده‌زنده كندند و بر حاى نشستن قاضى در محكمه گستردند . آنگاه فرزند همان قاضى را بر مسند قضا نشانيد تا پيوسته داستان پدر را به خاطر داشته باشد و از راه راست منحرف نشود . « 114 »

قوانين جزائى و انواع كيفر

دكتر گيرشمن مىنويسد : « دانشمندانى كه متون متعددى را كه از داريوش در بيستون و تخت جمشيد و شوش و نقش رستم باقى مانده ، مورد مداقه قرار داده‌اند ، وجود تشابهى بين فرمانهاى او و قوانين حمورابى تشخيص مىدهند . اين قوانين مبناى كار مشاورين داريوش بود . اين متون رسمى توسط الواح و پاپيروسها به كليهء مراكز ايالات شاهنشاهى فرستاده مىشد . در روى كتيبه‌هايى كه در آرامگاه داريوش است اين جملهء درخشان به چشم مىخورد : « من دوست دوستان خود بوده‌ام . » و در حقيقت نيز چنين بود . داريوش مللى را كه سر به فرمان او مىنهادند مورد احترام قرار مىداد و آنها را در اقامهء كليهء رسوم و آداب و قوانين خود آزاد مىگذاشت . وى در كتيبهء بزرگى پس از ذكر كليهء ممالكى كه در زير فرمان او هستند چنين مىنويسد : « آنچه بدى به كار رفته بود ، من به خوبى بدل كردم ، نواحيى كه بين آنها . . . و همديگر را مىكشتند ، آن نواحى ، به لطف اهورامزدا ، ديگر همديگر را نمىكشند و هريك را من به‌جاى خود مستقر كردم و آنها تصميمات مرا اجرا كردند ، زيرا كه قوى ضعيف را نمىزند و غارت نمىكند . » معلوم است كه داريوش اهميت بسيار به اجراى عدالت مىداد و قوانين
هامش
( 114 ) . تاريخ تمدن ( كتاب اول - بخش اول ) ، ص 532 .